میکنیم
دائم درتلاشیم که به یه جایی برسیم
امروز مدام در تلاش و تکاپو هسیم تا فردا به فلان جیز برسیم اما به محض
اینکه فردا شد یادمون میره که اون چیزی که امروز به دست اوردیم همون
ارزوی دیروزمون بوده....
اره..... همونی که دیروز اون قدر برای به دست اوردنش تقلا کردیم....
و حالا ننها چیزی که ذهنمونو مخدوش کرده اینه که فردا چی میخوام
من واقعا نمیدونم چرا دیروز های خوبمون رو برای رسیدن به فرداهای به
خیال خودمون خوبترخراب میکنیم
واژه ای به نام امروز برامون خیلی غریب شده دائم در نگرانی دیروز و
اندیشه فردامون هستیم...... باهام موافقین؟
در لقای رخش ای پیر مرا یاری کن
دستگیری کن وپیری کن وغمخواری کن
از سر کوی تو مایوس نگردم هرگز
غمزه ای با غمزد گان را تو مدد کاری کن
هله با جرعه ای از باده ی میخانه ی خویش
هوشم از سر ببر آماده ی هوشیاری کن
گر به لطفم ننوازی و پناهم ندهی
عشوه کن ناز کن آغاز ستمکاری کن
عاشقم عاشقم افتاده و بیمار تو ام
لطف کن لطف ز بیمار پرستاری کن
تو و سجاده خویش و من وپیمانه خویش
با من باده زده هر چه به دل داری کن
گر نخواهی ز سر لطف نوازی ما را
ازدرقهر برون آی و دل آزاری کن
ادمک آخر دنیاست بخند
ادمک مرگ همینجاست بخند
دست خطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند
فکر کن فکر تو ارزشمند است
فکر کن گریه چه زیباست بخند
صبح فردا به شبت نیست که نیست
تازه انگار که فرداست بخند
راستی آنچه که یادت دادیم
پر زدن نیست که درجاست بخند
آدمک نغمه ی آغاز نخوان
به خدا اخر دنیاست بخند
" پنج وارونه به چه معناست؟ "
خواهر كوچكم از من پرسید
من به او خندیدم
كمی آزرده و حیرت زده گفت:
" روی دیوار درختان دیدم "
باز هم خندیدم
گفت:
" دیروز خودم دیدم
پسر همسایه پنج وارونه به مینو می داد "
آنقدر خنده برم داشت كه طفلك ترسید
بغلش كردم و بوسیدمش
و با خود گفتم:
بعد ها وقتی غم،سقف كوتاه دلت را خم كرد،
بی گمان می فهمی پنج وارونه چه معنا دارد...!!
یه روزی عشق و دیوونگی و محبت و فضولی
داشتن قایم موشک بازی میکردن تا نوبت به دیوونگی رسید
دیونگی همهرو پیدا کرد اما هرچه گشت اثری از عشق نبود
فضولی متوجه شد که عشق پشت یک
بوتهی گل سرخ قایم شده و دیوونگی رو خبر کرد و
دیوونگی یک خار بزرگ برداشت و در بوتهی گل سرخ فرو کرد
صدای فریاد عشق بلند شد
وقتی همه به سراغش رفتنن دیدنن چشماش کور شده
و دیوونگی که خودش رو مقصر میدونست
تصمیم گرفت همیشه عشق رو همراهی کنه
و از اون روز به بعد وقتی که عشق به سراغ کسی میره ،
چون کوره، معشوقش رو نمی بینه و
دیوونگی هم همیشه در کنارشه
