کارگردان: ديويد گوردون گرين. فيلمنامه: ست روگن، اوان گولدبرگ بر اساس داستاني از جاد آپتاو، ست روگن، اوان گولدبرگ. موسيقي: گريم ريول. مدير فيلمبرداري: تيم اُر. تدوين: کريگ آلپرت. طراح صحنه: کريس ال. اسپلمن. بازيگران: ست روگن[ديل دنتون]، جيمز فرانکو[سول سيلور]، دني آر. مک برايد[رد]، کوين کوريگان[بودلوفسکي]، کريگ رابينسون[متيسون]، گري کول[تد جونز]، روزي پرز[کارول-پليس مونث]، اد بگلي جونيور[رابرت اندرسون]، نورا دان\شانون اندرسون]، امبر هيرد[انجي اندرسون]، جو لو تروگيلو[آقاي ادواردز]، ارتور ناپيونتک[کلارک]. 110 دقيقه. محصول 2008 آمريکا. نامزد جايزه بهترين آنونس کمدي از مراسم آنونس طلايي. ديل دنتون توزيع کننده خرده پاي مواد مخدر بعد از ديدار دوست دخترش آنجي و پذيرش اينکه شام را بايد با والدين وي صرف کند، به سراغ دوستش سول سيلور و در عين حال منبع اصلي تامين مواد مخدر خود مي رود. سول به او محموله اي تازه اي از حشيش معروف به پاين اپل اکسپرس داده و ديل براي توزيع آن به راه مي افتد. اما در اولين مقصد شاهد به قتل رسيدن مردي آسيايي توسط پليسي مونث و يکي از خطرناک ترين قاچاق چيان مواد مخدر شهر شده و هراسان از محل مي گريزد. اما ته سيگار به جا مانده از او که حاوي پاين اپل اکسپرس است، وي را دست يافتني مي کند. چون ديل در مراجعه به منزل سول مي فهمد اين ماده تنها در اختيار سول بوده و به زودي آدم کش ها به سر وقت شان خواهند آمد. ديل و سول مي گريزند، اما خيلي زود خود را در ميان درگيري دو گروه از قاچاق چيان يافته و مجبور مي شوند براي نجات جان خود از هر چه دارند مايه بگذارند. ولي اينها نبايد مانع از آن شود که ديل به قرار شام خود دير برسد...
چرا بايد ديد؟ برايم اصلاً تعجب آور نيست که فيلم هايي با شخصيت محوري معتادان شيرين زبان در کشور ما-قهرمان بلامنازع اين رشته آتقي خودمان با بازي جواد گلپايگاني است- يا از نوع بد دهن آمريکايي آن به فروش هايي آنچناني دست يابد. با چنين وضعيتي بديهي است که کسي پيدا شود و 25 ميليون دلار بي زبان روي چنين پروژه اي سرمايه گذاري کند. چون پاين اپل اکسپرس به عنوان نمونه اين فيلم ها موفق شده بيش از سه برابر بودجه اش را در دو هفته اول نمايش اش به چنگ آورد. باز هم حرجي بر اين آدم ها نيست اگر قصدشان تخطئه اين مواد باشد و بالطبع کسب حلال، اما زماني که مانند فيلم فعلي تبديل به يکي از سنگ بناهاي زير ژانري به اسم stoner film شود که بي اغراق فيلمي در ستايش حشيش و توهم هاي ناشي از مصرف آن است، چه بايد گفت؟ ديويد گوردون گرين متولد 1975 ليتل راک، آرکانزاس است. در دانشکده هنر کاروليناي شمالي درس خوانده و از آغاز قرن جديد با نوشتن فيلمنامه و ساختن شان قدم به دنياي سينما گذاشته است. هر سه فيلم پيشين وي درام هايي خوش ساخت بودند و باعث مطرح شدن نامش در جشنواره سندنس شدند. جوايز متعدد و ريز و درشتي هم گرفتند که باعث شده تا راجر ابرت او را يکي از شاعران سينما بنامد!!! و مثل من بعد از ساخته شدن آب زيپويي مثل پاين اپل اکسپرس به دست او متعجب و متحير شود. پاين اپل اکسپرس فرزند خلف پدراني مانند Far Out Man(1990) ساخته ويليام لوستيگ است که همان زمان از گذاشتن نامش پاي فيلمي که شعار تبليغاتي اش No Brain, No Pain بود. نمونه مستند هم براي اين گونه ساخته شد که سال قبل به نمايش در آمد و سوپر نشئه ام کن نام داشت و تلويحاً حشيش و تاثيرات آن را ستايش مي کند. به همين خاطر تماشاي اين فيلم تجربه بدي است، چون نه از مهارت هاي کارگردانش در آن نشان مي يابي و نه از درامي جدي که شخصيت ها درگيرش باشند. تنها اتفاق وقوف سه شخصيت اصلي به ارزش رفاقت و جايگاه يکديگر در زندگي هم است که در ميان هياهوي فيلم گم مي شود. و از همه بدتر فيلم داعيه اکشن بودن نيز دارد، در حالي که تا بعد از گذشت يک سوم فيلم و وقوع جنايت ريتم فيلم به شدت کسل کننده است و بعد از آن نيز به زنجيره اي از حوادث ابلهانه تبديل مي شود. فقط کافي است بوسه پليس مونث و رئيس قاچاقچيان را در صحنه درگيري نهايي ببيند تا به عمق پوچي پاين اپل اکسپرس پي ببريد. اين فيلم ادامه گرايش هاليوود به ساخت فيل هاي نوجوان پسند با حضور هر هنرپيشه تازه کاري است که موفق به پول در آوردن در اولين فيلمش شده باشد. نمونه اش همين جناب ست روگن که فيلمنامه نويس فيلم نيز هست و مدتي پيش خيلي بد را روي پرده داشت. اما نمي شود از بدي فيلم گفت و از تاثير تهيه کننده اش جاد آپتاو که نويسنده قصه فيلم نيز هست و علاقه مفرطي به داستان هاي دوستي ميان مردها دارد، سخن نگفت. باعث تاسف است که گرين با اين افراد هم جرم شده است، جرمي که فروش خوب فيلم نيز لکه آن را از کارنامه اش پاک نخواهد کرد! فيلم در يک جمله تقديس بي بند و باري، لذت طلبي، و گريز از عرف رايج و اخلاقيات متعارف و پسنديده است. چنين فيلم هايي به نظر من تماشاگر را دچار آشفتگي روحي و اغتشاش فکري کند. تصويري که فيلم از زندگي جوانان پسندانه ارائه مي کند فريبکارانه و غير واقعي است. البته شايد براي بسياري اين سوال پيش آيد که چرا چنين فيلم هاي دروغيني در گيشه پاسخ خوبي مي گيرند؟ پاسخ ساده است: چنين آثاري وجوهي کاملاً هرج و مرج طلبانه دارند که با روحيات پرخاشجويانه و لذت طلبانه جوان غربي امروز مطابقت دارد!
کارگردان: پيتر سگال. فيلمنامه: تام جي. استل، مت امبر بر اساس شخصيت هاي خلق شده توسط مل بروکس، باک هنري. موسيقي: تره ور رابين. مدير فيلمبرداري: دين سملر. تدوين: ريچارد پيرسون. طراح صحنه: واين تامس. بازيگران: استيو کارل[مکسول اسمارت]، آن هاتاوي[مامور 99]، دواين جانسون[مامور 23]، آلن آرکين[رئيس]، ترنس استمپ[زيگفريد]، تري کروز[مامور 91]، ديويد کوچنر[لارابي]، جيمز کان[رئيس جمهور]، بيل موري[مامور 13]، پاتريک واربرتون[هايمي]، ماسي اوکا[بروس]. 110 دقيقه. محصول 2008 آمريکا. نامزد آنونس طلايي براي اصيل ترين تيزر از مراسم آنونس طلايي، برنده جايزه بهترين فيلم کمدي تابستان از مراسم انتخاب نوجوانان. مکسول اسمارت که به عنوان تحليل گر در سازمان جاسوسي ايالات متحده موسوم به کنترل کار مي کند. وظيفه کنترل مقابله با سازماني تروريستي به نام کائوس است که موفق شده بعد از حمله به فرماندهي کنترل نام تمام مامورين اجرايي کنترل در سرتاسر دنيا را به دست آورده و شروع به کشتن يکايک آنها نموده است. رياست کنترل براي خنثي کردن عمليات کائوس، مکسول اسمارت را که هميشه در آرزوي ورود به حيطه اجرايي و تبديل شدن به ماموري مانند شماره 23 بوده، با عنوان تازه مامور شماره 86 براي اين کار برمي گزيند. رئيس براي کمک به اسمارت که تجربه عملي زيادي ندارد، مامور شماره 99 زيبارو را- جراحي پلاستيک اخير باعث مخفي ماندن هويتش شده- به سمت دستياري وي انتخاب کرده و بعد از آموزشي کوتاه و مسلح کردن او به سلاح هاي فوق پيشرفته او را راهي ماموريت مي کند. اسمارت و 86 که ردي از زيگفريد سرکرده کائوس در روسيه يافته اند، تصميم مي گيرند تا مانع از دستيابي او به بمب اتمي شوند. اما بي دست و پايي و بي تجربگي اسمارت باعث مي شود تا عمليات موفق آميز نبوده و حتي رئيس و شماره 99 به او بدگمان شده و او را زنداني کنند. زيگفريد نيز که بمب را به چنگ آورده، دولت آمريکا را تهديد مي کند در صورتي که 200 ميليارد دلار باج به وي نپردازد، لس آنجلس را نابود خواهد کرد. معاون رئيس جمهور اين تهديد را جدي نمي گيرد، اما 99 به همراه 23 سعي مي کنند تا به رئيس جمهور نزديک شده و او را نجات دهند. اسمارت نيز که در اين فاصله از زندان گريخته به محل معهود مي رود تا نقشه زيگفريد را خنثي و بيگناهي خويش را اثبات کند. کاري به زودي وي را رودر روي اسطوره زندگيش شماره 23 قرار مي دهد....
سریال Heroes (قهرمانان) از جمله سریالهای پرطرفداری است که از شبکهی NBC پخش میشود. با استفاده از این مطلب شما میتوانید این سریال را به طور آنلاین و رایگان تماشا کنید یا این که آن را دانلود کنید.
توضیحات کلی دربارهی سریال «قهرمانان» قهرمانان یک سریال علمی-تخیلی است که از سپتامبر ۲۰۰۶ پخش میشود. سریال دربارهی چندنفر است که فکر میکنند مانند دیگران هستند، اما بعد از مدتی تواناییهای باورنکردنی مختلفی مانند تلهپاتی، مسافرت زمانی و پرواز پیدا میکنند. تاکنون ۳ سیزن و ۵۲ اپیزود از این سریال در ویکیپدیا ثبت شده است. سیزن اول ۱۳.۸۶ میلیون، سیزن دوم ۱۱.۳ میلیون و سیزن سوم ۹.۴ میلیون بیننده داشته است.
ویژگیهای تماشای آنلاین لینکهایی که در زیر قرار میگیرد، چند ویژگی دارند: ۱. کیفیت خوب. ۲. سرعت بالا. به طوری که با اینترنت ADSL سرعت ۱۲۸ هم میتوانید سریال را ببینید. ۳. زبان اصلی (انگلیسی). اگر تسلط زیادی به زبان انگلیسی ندارید، زیاد نگران نباشید. با انگلیسی متوسط هم میتوانید بخش اعظمی از صحبتها را متوجه شوید.
برای راحتتر دیدن سریال پس از این که صفحه مربوط به اپیزود باز شد، روی دکمهی Play در قسمتی که سریال نمایش داده میشود کلیک کنید. پس از این که چند ثانیه از پخش سریال گذشت، روی Pause کلیک کنید و صبر کنید تا دقایق بعدی سریال Load شود. سپس میتوانید بدون وقفه سریال را نگاه کنید. هر اپیزود معمولا در دو قسمت در هر صفحه قرار دارد. توجه: لینکهای دانلود سریال و زیرنویس فارسی، بعد از لینکهای تماشای آنلاین قرار دارد.
نويسنده و کارگردان: پاريس لئونتي. موسيقي: ريچارد چستر. مدير فيلمبرداري: ميلتون کام. تدوين: هاسه بيلينگ. طراح صحنه: ويل فيلد. بازيگران: جئوف بل[الکس]، وس بلک وود[لاکي]، رابرت بولتر[جي]، مکس براون[دکتر]، لئو گرگوري[متي]، جاني هريس[تري]، ريس مرديت[معاون رئيس پليس]، جاستين سالينجر[نورمن]، ليزا شلي[گروگان]، شاون ويليامسون[رئيس پليس]، شاون پارکز، پل نيکولز، تيفاني مالهرن، آنيا لاهيري. 92 دقيقه. محصول 2008 انگلستان. الکس به همراه دوستانش-لاکي، متي، تري، چابي، نورمن و جي- نقشه اي براي سرقت ميليون ها پول غير قابل رديابي از London Exchange Bank طراحي مي کند. آنها از پوشش طرفداران تيم ملي فوتبال انگلستان در جام جهاني آلمان استفاده مي کنند و قصد دارند تا بعد از سرقت بلافاصله از کشور خارج شوند. آنها پس از حمله به بانک و گروگان گرفتن 20 نفر با استفاده از تونلي که حفر کرده اند، موفق مي شوند پول هاي سرقت شده را از بانک خارج کرده و خود نيز فرار کنند. تنها همدست شان در بانک نيز بعد از حمله پليس موفق به خروج بي دردسر از بانک مي شود. اما اتفاق کوچک و حساب نشده اي تمامي نقشه بي عيب آنها را بر هم مي ريزد...
نويسنده و کارگردان: جف لاول. موسيقي: ديويد کيتاي. مدير فيلمبرداري: جان بيلي. تدوين: مت فرايدمن. طراح صحنه: کوري لورنزن. بازيگران: اوا لونگوريا پارکر[کيت]، پل راد[هنري]، ليک بل[اشلي]، جيسون بيگز[دان]، ليندسي اسلوآن[کلوئي]، استفن روت[مجسمه ساز]. 95 دقيقه. محصول 2008 آمريکا. نام ديگر: How I Met My Boyfriend's Dead Fiancée، Over My Dead Body. کيت و هنري تصميم به ازدواج دارند، اما در روز عروسي کيت بر اثر سانحه افتادن مجسمه يخي يک فرشته روي او، مي ميرد. يک سال بعد، هنري که هنوز از اين ماجرا ناراحت است، بر اثر اصرار ها و توصيههاي خواهرش کلوئي مي پذيرد تا از کمک يک مديوم داراي قدرت رواني به نام اشلي استفاده کند. کلوئه دفتر خاطرات کيت را به اشلي مي دهد تا از اطلاعات آن استفاده کند. هنزي ندانسته تحت تاثير قرار مي گيرد، اما اين تاثير به زودي از دايره رابطه عادي آندو خارج و هر دو عاشق يکديگر مي شوند. اما مشکل زماني آغاز مي شود که روح کيت بر اشلي ظاهر شده و مراتب ناخشنودي خود را از اين اتفاق اعلام مي کند...
کارگردان: پتر ناس. فيلمنامه: يوهان بوگيوس، پتر ناس بر اساس رماني از ارلند لو. موسيقي: آسلاک هارتبرگ. مدير فيلمبرداري: ماريوس يوهانسن هانسن. تدوين: اينگه-ليز لانگفلت. بازيگران: تروند فاوسا آئورواگ[مرد]، ماريان ساستاد اوتسن[ماريانه]، هنريک مستاد[تور]، آنا گوتو[نيدار برگنه]، استن ليونگرن[سرهنگ کاله]، ترز بروناندر[ماريان]، تروده بيرکه استورم[لوليک]، لوئيز مونو[ميرليندا]، پيتر استورمر[گلن]. 90 دقيقه. محصول 2007 نروژ. نام ديگر: Gone with the Woman. برنده جايزه بهترين فيلم از جشنواره هاليوود. ناگهان سر و کله ماريانه زيبا در زندگي مردي جوان که در اسلو زندگي مي کند، پيدا مي شود. مرد هر چند مطمئن نيست که به دوست دختر نياز دارد يا خير، اما رفت و آمدهاي مکرر ماريانه باعث مي شود که حضور دائمي او را در آپارتمانش بپذيرد. ماريانه به آپارتمان او اثاث کشي مي کند. مرد جوان که به استخر عمومي مي رود در آنجا با مردي به نام گلن آشنا شده و از راهنمايي هاي او در راه ايجاد رابطه با ماريانه استفاده مي کند. به زودي جوان و ماريانه تبديل به عاشق و معشوق مي شوند، اما همواره ماريانه است که به جاي او تصميم مي گيرد. تا اينکه مرد از شغل خود اخراج شده و ماريانه به او پيشنهاد مي کند تا به سفري دور اروپا بروند. در راه سفر به پاريس مي رسند و مرد مي فهمد که با ماريانه تفاهم زيادي ندارد. ماريانه مي خواهد تا با دنبال کردن هوس هاي او از پاريس خارج شوند. مرد مي پذيرد و زماني که در يک ايستگاه بين راه پياده مي شوند، خود را در منزل قديمي سرهنگي سوئدي به نام کاله مي يابند. ماريانه با همسر سرهنگ ماريان رفيق شده و به تقاضاي مرد مبني بر همراهي با وي وقعي نمي گذارد. مرد به تنهايي به پاريس باز مي گردد و در آنجا با دختري فرانسوي به نام ميرليندا آشنا مي شود. اما خود را به ماريانه وفادار مي دادند و در نتيجه با ماريانه به اسلو باز مي گردد. ماريانه شغلي به عنوان معلم در خارج از اسلو يافته و به محل ماموريت خود مي رود. اما مرد که مرتب به ديدار او مي رود، به زودي با بدقولي ماريانه مبني بر سفر به اسلو و بازگشت نزد وي روبرو مي شود. از اين رو به آنجا رفته و مي فهمد که ماريانه با مردي به نام تور رابطه پيدا کرده است. سرخورده به شهر بازمي گردد و خود را با کار سرگرم مي کند. مدتي بعد ماريانه به نزد وي بازمي گردد، اما وجود فرزندي از تور در شکم او ادامه رابطه را غير ممکن کرده است. مرد ياد مي گيرد که خود را زير سلطه ماريانه رها و او را از خانه اش بيرون کند. مدتي بعد به پاريس و به سراغ ميرليندا مي رود....
اینم یک فیلم جدید البته با کیفیت cam دو سه روز هست كه روي پرده
سينما رفته اما من لينكش رو در ادامه مطلب گذاشتم بريد دانلود كنيد .فيلم با فرمت
divix ميباشد
دانلود فيلم bride wars 2009 با كيفيت dvd rip -جنگ عروسها
داستان فیلم جنگ عروسها ، درباره دو دوست صمیمی با نامهای لیو (کیت هادسون) و اما ( آن هاتوی) است که از دوران کودکی آرزو داشتند ، مراسم عروسیشان را در یک روز برگزار کنند ، اما حالا پس از گذشت سالها هنگامیکه شرایط برای ازدواج هر دو آنها فراهم شده است ، دربرپا کردن مراسم عروسی این دو به دو رقیب سرسخت تبدیل شده اند که سعی در باشکوه برگزار کردن مراسم خود دارند.
داستان فیلم متولد نشده ، درباره زن جوانی بنام کیسی (یاستمن) که با روح خبیث یک پسر بچه چشم آبی که سعی در تسخیر جسم او دارد در حال ستیز است ، کیسی پس از کنکاشهای فروان می فهمد که او برادر دو قلویی داشته که در رحم مادرش مرده و هرگز بدنیا نیامده است و این روح سرگردان روح همان پسر بچه است که برای وارد شدن به این دنیا سعی در تسخیر جسم کیسی دارد…
عنوان فیلم: مجموعه دروغ ها (Body of Lies) کارگردان: ریدلی اسکات نویسندگان: ویلیام موناهان (فیلمنامه)، دیوید ایگنیشس (رمان) تاریخ اکران: ۱۰ اکتبر ۲۰۰۸ (۱۹ مهر ۱۳۸۷) ژانر: درام، هیجان انگیز بازیگران: گلشیفته فراهانی، لئوناردو دی کاپریو، راسل کرو، مارک استرانگ، مایکل گستون، کریس ون هوتن درجه فیلم: R (به دلیل خشونت زیاد که شامل شکنجه هم می شود و صحبت های نامناسب در جریان فیلم) محصول: ایالات متحده آهنگساز: مارک استریتن فیلد کمپانی: Warner Bros.
نسخه آمریكایی حضرت یوسف به کارگرداني «راجر يانگ» (کارگردان آمریکایی برنده جایزه امی) و با بازی «بن کینزلی» ،بازیگر برنده اسکار، «مارتین لندو»، بازیگر برنده اسکار و «لسلی آن وارن»، بازیگر برنده امی و نامزده جایزه اسکار، «پل مرکریو» و «مونیکا بلوچی» ساخته شده است. در این فیلم «بن کینزلی» در نقش عزیز مصر، «لسلی آن وارن» در نقش زلیخا، «پل مرکریو» در نقش حضرت یوسف و بازيگر مشهور ايتاليايي «مونیکا بلوچی» در نقش زن آمنهوتب بازی کردهاند. لازم به ذکر است داستان اين فيلم بر اساس کتاب مقدس (Bible) ساخته شده و مدت زمان کل اين فيلم سينمايي حدود 3 ساعت مي باشد.
با سلام زندگی حضرت یوسف (ع) تاکنون در سراسر جهان در قالب بیش از 20 فیلم سینمایی بلند و کوتاه، سریال تلویزیونی و انیمیشن به تصویر کشیده شده است. چند وقتي است شاهد پخش سریال تلویزیونی حضرت یوسف (ع) به کارگردانی (فرجالله سلحشور) از شبکه يك سیمای جمهوری اسلامی ایران هستیم که با استقبال بینندگان این شبکه روبرو شده است. اگر از فیلم کم اهمیت (یوسف و زلیخا) به کارگردانی (سیامک یاسمی) که پیش از انقلاب اسلامی، در سینمای ایران ساخته شد بگذریم، در کنار فیلم انیمیشن (خورشید مصر) ساخته بهروز یغمائیان که نخستین فیلم انیمیش ساخته شده در ایران است که به زندگی حضرت یوسف(ع) میپردازد. میتوانیم بگوییم که فیلم (فرجالله سلحشور)، اولین فیلمی است که از زندگی حضرت یوسف بر اساس مستندات و حقایق قرآنی ساخته شده است
آزاد زندگي کن يا سخت بمير/جان سخت Live Free or Die Hard
کارگردان: لن وايزمن. فيلمنامه: مارک بومباک بر اساس داستاني از ديويد مارکوني و خودش، مقاله وداع با اسلحه نوشته جان کالين و شخصيت هاي خلق شده توسط پاتريک تورپ. موسيقي: مارکو بلترامي. مدير فيلمبرداري: سايمون دوگان. تدوين: نيکلاس د توت. طراح صحنه: پاتريک تاتوپولوس. بازيگران: بروس ويليس[جان مک لين]، تيموتي اوليفانت[تامس گابريل]، جاستين لانگ[مت فارل]، مگي کيو[مايل ين]، کليف کورتيس[بومن]، جاناتان سادوفسکي[تري]، اندرو فرايمن[کاسپر]، کوين اسميت[وارلاک]، مري اليزابت وينستيد[لوسي مک لين]. ١٣٠ دقيقه. محصول ٢٠٠٧ آمريکا، انگلستان. نام ديگر: Die Hard 4، Die Hard 4: Die Hardest، Die Hard: Rese، Die Hard 4.0، Die Hard: Tears of the Sun.
مستندی درباره ستاره آرژانتینی فوتبال یعنی مارادونا كه مورد احترام بزرگترین بازیكنان حال حاضر فوتبال جهان است. كارگردان : Emir Kusturica نویسنده : Emir Kusturica تاریخ عرضه : 28 می 2008 ژانر : مستند
Director: Emir Kusturica Writer: Emir Kusturica (writer) Release Date: 28 May 2008 (France) Genre: Documentary Plot: A documentary on Argentinean soccer star Diego Maradona, regarded by many as the world's greatest modern player
امیرحسین جلالی:این روزها كه تب سرخ ضد امپریالیستی آمریكای لاتین دوباره در بین جوانان عاصی و پر شر و شور دنیا بالا گرفته، از مارادونا گفتن و او را به اوج آسمان رساندن آنقدر همهگیر شده كه فیلمساز خوشفكر سرحالی چون «امیر كوشتوریتسا» را هم به فكر ساختن مستندی درباره اولین و آخرین اسطوره دنیای فوتبال انداخته است. مستندی كه ساخت آن از سال 2005 آغاز شد و پس از سه سال ابتدا در بخش خارج از مسابقه كن امسال و بعد هم در جشنواره سینما حقیقت خودمان به نمایش عمومی در آمد، مستندی با نام «مارادونای كوشتوریتسا». (كه ظاهرا بهترین ترجمه برای Maradona By Kusturica است)
کارگردان: رابرت لوکتيچ. فيلمنامه: پيتر استينفيلد، آلن لوب بر اساس کتاب "Bringing Down the House: The Inside Story of Six M.I.T. Students Who Took Vegas for Millions" از بن مزريچ. موسيقي: ديويد ساردي. مدير فيلمبرداري: راسل کارپنتر. تدوين: اليوت گراهام. طراح صحنه: ميسي استوارت. بازيگران: جيم استرجس[بن کمپبل]، کوين اسپيسي[پروفسور ميکي روزا]، کيت بازورث[جيل تيلور]، ارون يو\چوي]، ليزا لاپيرا[کيانا]، جيکاب پيتز[جيمي فيشر]، لارنس فيشبرن[کول ويليامز]، جک مک جي[تري]، جاش گد[مايلز کانولي]، سام گلزاري[کم]، هلن کري[الن کمپبل]. 123 دقيقه. محصول 2008 آمريکا. نام ديگر: 21 - The Movie. برنده جايزه ويژه بهترين گروه بازيگري از مراسم شو وست.
مستند در مورد ناگفته هاي آپولو 11 محصول کانال ديسکاوري
This Documentary reveals the Pregnant life of Thomas Beatie (the worlds first pregnant Man), with never been seen video footage, includes interviews with the couple and Oregon State Residents, along with there own personal home videos from their home life to her Delivery at the hospital. When asked whether he considers himself gay when he met with Nancy — his wife now, Thomas said they were a normal couple although perceived by others as lesbians. “I lived my life as a woman at that point. Legally, I was female. But inside I still felt male. So the way other people perceived us, they saw us as a lesbian couple,” Thomas said. He said they could have normal kind of intercourse after reassignment surgery and hormone treatment. The pregnant man said they have legal problems with their first baby’s birth certificate. “I filled it out as me father, Nancy mother, and they changed it last minute, and they put her as father and me as mother. And then they changed it again and put us as parents. We’re not a same-sex marriage. We’re legal man and wife,” said Thomas. Mentioning his first delivery, Thomas called it a life-changing experience. Thomas and wife Nancy met 18 years ago and married after living nearly 12 years later. He underwent surgery but kept his female reproductive organs so he could have a family. They bought sperm from a donor when they decided to start a family. The 34-year-old has released photos of his new daughter, Susan Juliette Beatie, to People magazine. On June 29 at 8:55 p.m., Beatie, a former female beauty pageant contestant, made cultural history by bringing into the world a 9 lbs., 5 oz. baby girl named Susan Juliette, reports New York Daily News. However, Nancy is able to breastfeed the baby thanks to a process known as induced lactation, process using hormones and physical stimulation with a breast pump. Beatie says that he kept his reproductive rights because “wanting to have a biological child is neither a male nor female desire, but a human desire.” The 34-year-old man said he is Now expecting their second child in June 2009, and the sperm comes from the same donor, according to CNN report.
وقايع نامه نارنيا: شاهزاده کاسپين The Chronicles of Narnia: Prince Caspian
کارگردان: اندرو آدامسون. فيلمنامه: اندرو ادامسون، کريستوفر مارکوس، استفن مک فيلي بر اساس کتابي از سي. اس. لويس. موسيقي: هري گرگسون ويليامز. مدير فيلمبرداري: کارل والتر ليندنلاب. تدوين: سيم اوان جونز. طراح صحنه: راجر فورد. بازيگران: ويليام مازلي[پيتر پونيس]، آنا پاپلول[سوزان پونيس]، اسکندر کينس[ادموند پونيس]، جورجي هنلي[لوسي پونيس]، بن بارنز[شاهزاده کاسپين]، سرجيو کاستليتو[شاه ميراز]، ديمين آلکازار[لرد سوپسپين]، وينسنت گراس[دکتر کورنليوس]، آليسيا بوراچرو[ملکه پروناپريسميا]، ليان نيست[صداي اصلان]، پيتر دينکليج[ترامپکين]، پي ير فرانچسکو فاوينو[ژنرال گلوزل]. 147 و 144 دقيقه. محصول 2008 انگلستان، آمريکا. نامزد جايزه بهترين فيلم تابستان از مراسم MTV. پيتر، سوزان، ادموند و لوسي يک سال بعد از اولين ماجرايشان در نارنيا، هنگام رفتن به مدرسه در ايستگاه متروي زيرزميني بار ديگر سر از نارنيا در مي آورند، چون يک نفر شيپور شاخي را به صدا در آورده است. اين فرد کسي نيست جز شاهزاده کاسپين جوان و وارث حقيقي تاج و تخت پدرش که بعد از مرگ وي، برادرش ميراز-عموي کاسپين- به جاي وي نشسته است. شاه ميراز خونخوار، بعد از تولد فرزند پسرش ديگر جايي براي کاسپين در قصر نمي بيند، از اين رو نقشه قتل وي را طرح و اجرا مي کند. اما دکتر کورنليوس، معلم شاهزاده، او را به موقع خبردار و سبب فرارش از قصر مي شود. کاسپين هنگام فرار با کوتوله ها برخورد کرده و ناچار شيپور را به صدا در مي آورد. حال بايد پيتر، سوزان، ادموند و لوسي ابتدا او را يافته و سپس براي بازپس گرفتن ميراث وي کوشش کنند. اما اين کار نياز به داشتن افراد و جنگ افزار دارد، چون ميراز با سپاه تا بن دندان مسلح خود قصد دارد تا بر آنها بتازد...
One of the best directors of IMAX films, Stephen Low (Titanica) has always been a race fan. After obtaining permission from CART, a governing body of Indy car racing and Newman/Haas racing (a Championship team co-owned by Paul Newman), Low found his stars for Super Speedway: the racing Andrettis, father Mario and son Michael. Mounting cameras fore and aft on the Andrettis' cars, IMAX offers a better vantage point than an ESPN camera, at a superior grade of clarity. Add to that the excellent sound and you can "feel" the bumps on the asphalt as the cars zoom in and out of corners. The large format can turn a pit stop into a dramatic 12 seconds as we see the driver's eyes dart away from his ~censored~ for a few brief seconds. We watch Michael Andretti on oval tracks and exciting road courses going over hills and sharp turns. There's even a spin--probably staged--from an angle we've never seen before. Although true race conditions were impossible (the camera is just too bulky), Low sneakily edits his film to stretch the imagination. On race day, several Indy cars drove alongside the camera car hours before the main event, passing and drafting each other with crowds whizzing past them. When edited with footage of the race, it feels like the real thing. Low takes a few off-beat choices in setting up his story. The first image is the biggest chicken you've ever seen. The last shot is a '50s car (lovingly restored during the film) racing through perfect golden foliage on an autumn day. It gives his movie of modern technology a wonderful sense of nostalgia.
کارگردان: کوئن مورتير. فيلمنامه: کوئن مورتير بر اساس رمان هرمن بروسلمانز. موسيقي: آرنو، فليپ کوولير، ميليونر، گاي وان نوتن. مدير فيلمبرداري: گلاين اسپيکارت. تدوين: مانو وان هووه. طراح صحنه: خيرت پاره ديس. بازيگران: دريس وان هگن[دريس]، نورمن بئرت[کوئن د گيتر]، گونتر لاموت[يان وربيک]، سام لوويک[ايوان وان دروپ]، فرانسوا بيوکلير[پدر وربيک]، برنادت دامان[مادر وربيک]، نانسي دنيس[همسر ايوان]، دلورس بوکيرت[ليو]، ويم ويليرت[جيمي]، شانتال وانين[کريستين]، تريستان ورستون[دوريان]. 90 و 104 دقيقه. محصول 2007 بلژيک. برنده جايزه داوران جشنواره رين دنس، نامزد جايزه ببر از جشنواره رتردام، برنده جايزه ويژه داوران جشنواره ورشو. سه مرد تصميم گرفته اند تا يک گروه موسيقي راه انداخته و براي يک بار هم که شده يک بار روي صحنه بروند. اما هر کدام از اين آدم ها جدا از مشکلات زندگي صاحب معلوليت هايي نيز هستند. کوئن آواز خوان اختلال گويشي دارد، يکي از دست هاي يان نوازنده باس به خاطر حادثه اي در کودکي اختلال حرکت دارد و اوان گيتاريست نيز مشکل شنوايي دارد. از طرف ديگر براي تکميل شدن گروه به يک طبال نيز نيازمندند و براي همين يک روز پشت در خانه نويسنده اي مشهور به نام دريس ظاهر مي شوند. دريس ابتدا دعوت آنها را جدي نمي گيرد، چون او هم مشکل خاص خودش را دارد: دريس قادر به نواختن طبل نيست! با اين حال دريس که زندگي مرفه و راحتي دارد براي شوخي هم که شده پيشنهاد اين سه نفر را قبول مي کند. او که با زني زيبا زندگي و گاه همراه او سکس گروهي را نيز تجربه مي کند، به محض آشنا شدن با اعضاي گروه متوجه مشکلات خصوصي آنها نيز مي شود. کوئن يک نازي است و علاقه عجيبي به کتک زدن زنها دارد، پدر يان ديوانه و در خانه بستري است و خود او نيز همجنس گراست، ايوان نيز زندگي بي سر و ساماني با همسرش را مي گذارند. با اين حال هر سه نفر استعداد عجيبي در نواختن دارند و به زودي نام فمينيست ها را براي گروه خود برگزيده و شروع به تمرين مي کنند. کم کم دريس به گروه علاقمند مي شود و هر کاري را که لازم مي داند براي سر گرفتن اولين و آخرين اجراي آنها انجام مي دهد. اما همه چيز رفته رفته به شکلي بغرنج در هم مي ريزد….
چرا بايد ديد؟ در يک کلام: برآشوينده و تکان دهنده! تا قبل از ديدن طبال سابق کوئن مورتير را نمي شناختم. جست و جو در اينترنت و منابع مکتوب هم کمک چنداني نکرد. جز اينکه در طول 12 سال گذشته چهار فيلم ساخته و با دومين فيلمش کار يک روز سخت در 1997 چند جايزه دريافت کرده و به شهرت رسيده است. طبال سابق آخرين کار او و دومين اثر موفق اش به شمار مي رود که شهرتي همسنگ گاسپار نوئه فرانسوي براي وي به ارمغان آورده است. کساني که برگشت ناپذير را ديده باشند، با حال و هواي فيلم هاي نوئه آشنايند و مي توانند حدس بزنند فيلم هاي مورتير از چه سنخي است. فيلم يک جمله بگويم که براي افراد مومن و معتقد و اخلاق گرا و حتي آدم هايي با قلب ضعيف قابل تماشا نيست. سبک بصري مورتير براي تصوير کردن زندگي چند بازنده که مي توانند نمونه هايي دقيق از جامعه امروز هلند باشند، بديع و گاه آزارنده است. او بازنده هايي را تصوير مي کند که مي خواهند به اوج برسند. کساني که در فقر، اعتياد، روابط جنسي و خانوادگي انحراف آميز غرق شده اند. اعاري از احساس هر گونه مسئوليت روزگار را به بطالت مي گذرانند و به راک اند رول عشق مي ورزند. زندگي حال آنها شکننده است و آينده اي هم وجود ندارد. خشونت هراس آور و سکس جزئي از اين کمدي سياه و ابسورد هستند که مي توانند شما را به ياد برگشت ناپذير، پرتقال کوکي و انسان سگ را گاز مي گيرد بيندازد. داستاني که از زبان يک نويسنده ثروتمند، مشهور و بي درد روايت مي شود که براي فرار از آسايش محيط خود به ميان اوباش اوستند پناه مي برد. ما نيز همراه او پا به دنياي پر از پلشتي اين افراد مي گذاريم و سرانجام به اين نتيجه مي رسيم که تمامي اين شوربختي ها در نتيجه سياست هاي غلط دولت ها شکل گرفته است. قهرمان فيلم در جايي به زني که شب قبل در سکس گروهي با وي خوابيده بود، مي گويد اندوه جمعي وجود ندارد. هر چه هست شخصي است! اما در پايان فيلم دوست داريم بر خلاف او به اندوه جمعي ايمان بياوريم. طبال سابق فيلمي براي همه کس نيست. حتي دوستداران آن نيز بعد از اتمام تماشاي فيلم براي رهايي از کثافت آن بايد سري به حمام بزنند. اما بي ترديد يکي از بهترين و تکان دهنده ترين فيلم هاي اروپايي اخير است که نگاه هاي عميق تر و جدي تر را طلب مي کند! ژانر: کمدي، جنايي، درام، موسيقي.
On Christmas day of 2003, Pasquale Scaturro and a team of explorers set out on an epic quest to become the first to complete a full descent of the world's greatest river, the Blue Nile and the Nile, from source to sea. Four months later, on April 28 at 7:01am, Pasquale and his expedition partner Gordon Brown, reached the mouth of the Nile at the Mediterranean Sea, becoming the first in history to complete this 3,250-mile journey. Their amazing journey is the basis for the IMAX film, MYSTERY OF THE NILE. The epic 3,250 mile descent down the world's greatest and deadliest river has eluded humankind for centuries - until now! Ride shotgun on the team's 16-foot rafts as they crash through the rapids in Ethiopia's desert canyons. Battle through some of the world's most extreme whitewater rapids with renowned kayaker, Gordon Brown. Over the arduous, four month journey, the team faces nearly in-surmountable challenges - from crocodile attacks to armed bandits and arrests. Through breathtaking cinematography, Mystery of the Nile reveals a wondrous region and abundant treasures, from Tissisat Falls and the wonders of Egypt to the forgotten black pyramids of Meroe and 12th century churches that were carved into sheer rock. MYSTERY OF THE NILE tells the story of this emotional and historic expedition while also exploring the cultural and environmental links between the Ethiopian, Sudanese and Egyptian civilizations. Both a captivating human adventure and a serious in-depth look at this most fascinating yet little-known region, MYSTERY OF THE NILE promises another exciting and educational giant screen experience.
نويسنده و کارگردان: کريستف اونوره. موسيقي: الکس بيوپن. مدير فيلمبرداري: رمي شورين. تدوين: شانتال هيمان. طراح صحنه: ساموئل دشور. بازيگران: لويي گارل[اسماعيل بنوليل]، لودوين سانيه[ژولي پومري]، کيارا ماستروياني[ژان]، کلوتيلد هسمه[آليس]، گرگوار لوپرينس ريگو[اروان]، بريژيت روئن[مادر ژولي]. 100 دقيقه. محصول 2007 فرانسه. نام ديگر: Love Songs. برنده جايزه بهترين کارگرداني از جشنواره فيلم هاي عاشقانه شربورگ، نامزد نخل طلا از جشنواره کن، برنده جايزه بهترين موسيقي و نامزد جوايز بهترين صدابرداري، بهترين بازيگر تازه کار/گرگوار لوپرينس ريگو و کلوتيلد هسمه از مراسم سزار، برنده جايزه ويژه داوران از جشنواره تورينو، برنده جايزه بهترين موسيقي از مراسم ستاره طلايي/ Étoiles d'Or. اسماعيل با ژولي زندگي مي کند. تا اينکه آن دو تصميم مي گيرند آليس، همکار اسماعيل، را نيز به رختخواب شان راه دهند. تا اينکه يک شب، در پي حادثه اي که منجر به فوت ژولي مي شود، اسماعيل مجبور به اقامت در آپارتمان يک دوست و آشنايي با برادر نوجوان وي به نام اروان مي شود. اروان به زودي ميل به زندگي را در اسماعيل نوميد و درهم شکسته زنده کرده و رابطه اي عاشقانه ميان شان شکل مي گيرد.
نويسنده و کارگردان: جورج اي. رومرو. موسيقي: نورمن اورنشتاين. مدير فيلمبرداري: آدام سويکا. تدوين: مايکل داهرتي. طراح صحنه: روپرت لازاروس. بازيگران: شاون رابرتز[توني راولو]، جاشوا کلوز[جيسون کريد]، ميشله مورگان[دبرا]، جو دينيکول[اليوت استون]، اسکات ونتورث[اندرو مکسول]، جورج بازا[بايکر]، امي کيوپاک لالوند[تريسي ترومن]، تاتيانا ماسلني[مري]، مگان پارک[فرانسيس شين]، آلن ون اسپرنگ[کلنل]، لورا د کارتريت[بري]، کريس وايولت[گوردو]، تاد ويليامز[برادي]، نيک الاچيوتيس[فرد]، جورج رومرو[رئيس پليس]. 95 دقيقه. محصول 2007 آمريکا. نام ديگر: George A. Romero's Diary of the Dead. برنده جايزه منتقدان جشنواره Gérardmer. جيسون کريد دانشجوي وسواسي فيلمسازي که به همراه استادش و تعدادي از دانشجويان دختر و پسر ديگر براي ساخت فيلمي ترسناک به جنگل پنسيلوانيا رفته اند، از راديو خبرهاييي مبني بر بروز بحراني بزرگ و استيلاي زامبي ها بر شهرها مي شنوند. رايدلي، بازيگر اصلي فيلم که از پيشرفت کار ناراضي است، سوار اتومبيل گران قيمت خود شده و آنجا را ترک مي کند. جيسون و باقيمانده گروه-دبرا، توني، تريسي، اليوت- و استاد کلبي مسلک والکلي شان مکسول نيز سوار کاروان خود شده، و به سوي خانه هاي شان به راه مي افتند. اما به زودي مجبور به جنگيدن با زامبي ها شده و در نهايت سر از خانه اشرافي و بزرگ رايدلي درمي آوردند. اما غافل از اينکه....
نويسنده و کارگردان: آندري ياکيمووسکي. موسيقي: توماش گاسووسکي. مدير فيلمبرداري: آدام بايرسکي. تدوين: چزاري گرژسيوک. طراح صحنه: اوا ياکيمووسکا.. بازيگران: توماش اسپريک[پدر استفک و الکا]، يوآنا ليژووسکا[ويولکا]، مارزينا ژتوکا[مادر ويولکا]، اولينا والندژياک\الکا]، داميان يو1[اشتفک]، رافال گوزنيچاک[يرژي]. 95 دقيقه. محصول 2007 لهستان. نام ديگر: Tricks. برنده جايزه فيپرشي و نامزد جايز بزرگ جشنواره براتيسلاوا، نامزد جايزه بزرگ جشنواره سينماي جوان اروپاي شرقي- Cottbus، برنده جايزه بهترين فيلمبرداري و شير طلايي جشنواره فيلم لهستاني، برنده جايزه ويژه داوران و نامزد جايزه داوران بين المللي از جشنواره سائو پولو، برنده جايزه بهترين بازيگر/داميان يو1 و نامزد جايزه بزرگ جشنواره توکيو، برنده پلاک سينماي اروپا و جايزه لانترنا ماجيکا از جشنواره ونيز. استفک 6 ساله، به همراه مادر و خواهر 18 ساله اش الکا زندگي مي کند. پدرشان سال ها قبل آنها را ترک کرده و با زني ديگر زندگي مي کند. مادر فروشنده مغازه است و الکا که با يرژي مکانيک دوست است، در صدد به دست آوردن کاري در يک شرکت بزرگ است. براي اين کار دانستن زبان ايتاليايي و قبول شدن در مصاحبه حضوري الزامي است. الکا و استفک که مرتباً براي رفت و آمد به شهر از ايستگاه راه آهن نزديک محله استفاده مي کنند، همواره مردي را مي بينند که استفک يقين دارد پدر اوست. اما الکا انکار مي کند. بنابر اين استفک که زندگي خودشان را بدون حضور پدر کم رمق مي داند، تصميم مي گيرد با استفاده از کلک هايي که بلد است مسافر هر روزه قطار را به سوي مغازه محل کار مادر و در نتيجه به بازگشت به سوي خانواده پيشين هدايت کند. قماري پر مخاطره که سرانجامي خوش خواهد يافت...
A mediocre movie that depicts a series of true life characters in their senior high school year. Unfortunate for the viewer that wants to see a more in-depth understanding as to why the teens behavioral patterns are how they are depicted - the writer/director fail(s) at showing why the most successful teens have the gift of having non-broken "quote on quote" normal families. Not much perspective in to family backgrounds, though hard to do in approx 1.5 hrs of film. I feel for Hanah's character, she seems like a very bright yet confused girl, and Jake was my favorite, perhaps because I felt like him at times in my high-school years, though my circumstance was quite different, being the only Caucasian boy in my school. Some points missed are a character of a substance abusing person, most schools have them as well ; and teacher-student bonding, which is much more prevalent in closely knit communities like the one in this movie
خب، بالاخره بعد از بارها تاخیر و بد قولی، سرویس GPRS همراه اول به صورت آزمایشی شروع به کار کرده و برای مشترکین تهرانی در ساعات محدود در دسترس است. برای فعال سازی آن باید مراحل سادهای را طی کنید که در زیر به طور کامل شرح داده شده است.
تعرفهی GPRS همراه اول: از ۸ صبح تا ۱۱ شب به ازای هر کیلو بایت ترافیک حداکثر ۱۴.۸ ریال از ۱۱ شب تا ۸ صبح به ازای هر کیلوبایت ترافیک حداکثر ۴ ریال
ساعات قابل استفاده (موقت): روز های عادی از ۱۱ شب لغایت ۸ صبح تعطیلی های رسمی به طور ۲۴ ساعته
وارد سایت MCI.IR شوید و روی عبارت ثبت نام GPRS کلیک کنید. (گوشه پایین چپ)
حالا وارد «مرحلهی ۱:ملاحظه» شدهاید و باید شرایط را پذیرفته و روی «ورود به مرحله ۲» کلیک کنید.
نکاتی که همراه اول در این صفحه یادآور میشود: ساعات استفاده از سرویس GPRS در مرحله آزمایشی، برای روزهای عادی از ساعت ۲۳ لغایت ۸ صبح و برای روزهای تعطیل رسمی کلیه ساعات شبانه روز می باشد. در این مرحله از واگذاری، این سرویس تنها برای تعداد محدودی ازمشترکین استان تهران قابل ارائه بوده و ثبت نام فقط از طریق پرتال همراه اول مقدور می باشد.
حالا وارد «مرحله ۲: تکمیل فرم ثبت نام» شدهاید و باید مشخصات خود را وارد کنید و روی «ورود به مرحله ۳» کلیک کنید: (مشخصات درج شده در سند سیم کارت مورد نظر)
حالا وارد «مرحله ۳: تنظیمات گوشی» شدهاید ، روی «ارسال تنظیمات گوشی برای استفاده از سرویس GPRS» کلیک کنید. در صفحهی باز شده روی «تنظیمات GPRS» کلیک کنید.
حالا شماره موبایل تان وارد کنید (به اولش ۹۸ اضافه کنید) و روی «مرحله بعد» کلیک کنید.
حالا کارخانه سازنده گوشی و مدل گوشی تان را انتخاب کنید. اگر مدل گوشی تان را نمیدانید میتوانید از روی عکس آن یا بوسیلهی سریال گوشی (IMEI) هم مدل آن را پیدا کنید.
حالا باید نوع تنظیمی که قرار است برای شما در قالب پیامک فرستاده شود را انتخاب کنید. بهتر است همان گزینهی اول را انتخاب کنید و روی «مرحله بعد» کلیک کنید.
حالا تنظیمات برای تایید به شما نمایش داده میشود، گوشی خود را آمادهی دریافت پیامک و روی «مرحله بعد» کلیک کنید.
با صفحهی تشکر روبرو میشوید و پیام حاوی تنظیمات برایتان ارسال میشود.
اين تصاویر مربوط به گوشی Nokia 6630 است
حالا میتوانید از مرورگر گوشیتان در صورت امکان برقراری ارتباط صفحات اینترنتی را مرور کنید.
مستندي در مورد سفر گروهي از دانشمندان فرانسوي به قطب جنوب
The "mission" was for group of French Canadian scientists and filmmakers to spend Winter in Antarctica making observations and this documentary, something which (apparently) all previous teams had shunned due to the severity and austerity of the Winter. But the team was largely thwarted in this objective due to the unseasonably high temperatures, a much as 6°C (11°F) above average which prevented the expected pack ice formation and consequent locking in of the research vessel Sedna IV. As month after month passes, and Winter seems almost passed, the team's frustration grows, exacerbated by the increased hours of darkness and its resultant effect of depressing spirits. As narrator Donald Sutherland puts it, it's one thing to clinically study a scientific phenomenon, quite another to find yourself the victim of it. The film is beautifully photographed and the powerful, moving musical score does much to maintain a sense of gravity in the movie. Much is made of the historical comparison with early polar explorer Shackleton and his team and mission, which almost came to grief.
سه پادشاهي: تجديد حيات اژدها Three Kingdoms: Resurrection of the Dragon
کارگردان: دانيل لي. فيلمنامه: هو ليونگ لائو، دانيل لي بر اساس داستان"ماجراي عاشقانه سه پادشاه" اثر گوانژوانگ ليو. موسيقي: هنري لاي. مدير فيلمبرداري: توني چئونگ. تدوين: چئونگ کاي فه، تانگ مان تو. طراح صحنه: دانيل لي. بازيگران: اندي لائو[ژائو زيلونگ]، مگي کيو[کائو ينگ]، سامو هانگ[لو پينگ آن]، ونيسا وو[گوآن زينگ]، اندي اُن[دنگ ژيي]، تي لونگ[گوآن يو]، ديمين لائو[کائو کائو]، رونگوانگ يو[هان ده]، کوانزين پو[ژوگه ليانگ]، هوا يئوه[ليو بي]، چن ژي هويي[ژانگ فه ي]، تيمي هانگ[پسر هان ده]. 102 و 97 دقيقه. محصول 2008 چين، کره جنوبي، هنگ کنگ. بعد از سقوط امپراطوري هان، چين ميان سه پادشاه تقسيم و کشور دستخوش جنگ داخلي شده است. قلمرو پادشاه وي در شمال که توسط کائو کائوي خبيث اداره مي شود، قلمرو پادشاهي وو در شرق که سردار سان کوآن در راس آن قرار دارد و ضعيف ترين قلمرو که شو ناميده شده و در غرب قرار دارد. اين قلمرو زير امر سردار ليو بي وارث خاندان هان قرار دارد. ژائو زيلونگ که براي ازادسازي زادگاهش چانگ شان به ارتش ليو بي پيوسته، خيلي زود به خاطر رشادتش از يک سرباز پياده به مقام ژنرالي مي رسد. همين امر راه او را از دوست و هم رزمش لو پينگ آن-با وجود حضور در جبهه اي واحد- را از هم دور مي کند. سال ها مي گذرد و چهار ژنرال ارشد ارتش ليو بي توسط کائو کائو کشته مي شوند. اينک تنها زيلونگ از پنج ژنرال ببرگونه ارتش ليو بي باقي مانده است. زيلونگ که يک بار در نبرد با کائو کائو از چنگ وي گريخته، اينک مجبور مي شود با نوه اش کائو ينگ رو در رو شود. جنگي نابرابر که فرجام آن چيزي جز مرگ زيلونگ نخواهد بود...
چرا بايد ديد؟ سه پادشاهي قصه اي واقعي با اندک رگه هايي از خيال و در حکم تاريخي ساختگي براي چيني ها است. يک محصول عظيم 25 ميلون دلاري براي سينماي چين که قرار است قسمت دومي هم به زودي توسط جان وو براي آن ساخته شود تا مقطهي از تاريخ اين کشور را بازگو کند. البته هدف از ساخت چنين محصولات پرخرجي بسيار واضح است و آن دستيابي به بازارهاي بين المللي براي سينماي کشوري است که تا مدتي پيش چيزي جز فيلم هاي مستقل و کم خرج و لاجرم فاقد سود تجاري عرضه نمي کرد. خط اصلي قصه خيالي است، اما وقايع پس از فروپاشي امپراطوري هان تا مقطع اتحاد مجدد کشور و در واقع تجديد حيات اژدها توسط خاندان جي کم و بيش واقعي است. فيلم حالتي دوپاره دارد و از نظر روايي مي لنگد. مقاطعي مياني زندگي ژنرال زيلونگ حذف شده و تماشاگر بعد از پيروزي اوليه او بر کائو کائو ناگهان با زيلونگ پا به سن گذاشته روبرو مي شود که بايد به آخرين نبرد زندگيش بشتابد. برخي شخصيت ها از جمله همسر زيلونگ و دلبستگي زيلونگ به زادگاهش در ميانه قصه فراموش و گاه دوباره در فيلم ظاهر نمي شوند. تم حسادت پينگ آن نيز چنان کمرنگ است که در دقايق پاياني فيلم زماني که اعتراف به راهنمايي سپاه کائو ينگ به معبد قديمي مي کند، تماشاگر نيز مانند زيلونگ هم باور ندارد و هم به راحتي او را مي بخشد. در حالي که اين تم قرار بوده دليل اصلي روايت قصه از سوي او به عنوان راوي و داناي کل و يکي از گره هاي دراماتيک فيلم باشد. فيلم بر اساس داستاني پر فروش و همان طور که از نامش برمي آيد عاشقانه ساخته شده، اما اثري از رمانس در فيلم پيدا نمي کنيد. و برعکس آنچه بيشتر از همه به چشم مي خورد صحنه نبرد و رويارويي دو سپاه است که توسط يکي از کهنه کاران اين نوع، يعني سامو هانگ بازيگر نقش پينگ آن [که همراه با جکي چان در شکل گرفتن اين نوع سينما در هنگ کنگ نقشي بزرگ داشته] طراحي و کارگرداني شده است. دانيل لي يا لي يان کونگ از نويسندگان و کارگردان هاي مشهور سينماي بدنه چين است. و بديهي است که تخصص اش ساخت فيلم هايي رزمي يا حماسي خاص اين منطقه باشد. او که کارش را در 1988 با طراحي صحنه فيلم امشب ستارگان بسيار باشکوه اند آغاز کرده، با دومين فيلمش نقاب سياه[با شرکت جت لي] براي ايراني ها نامي آشناست. فيلم قبلي او نيز با نام جوخه اژدها يکي از فيلم هاي پر فروش گونه خود بود، اما نهمين فيلم او سه پادشاه از هر جهت با آثار پيشين او تفاوت دارد و قادر به حفظ وجهه او نزد تماشاگر خوکرده به اين نوع فيلم ها نيست. توصيه مي کنم فيلم جنگ سالارها [2007] ساخته پيتر چان، واي مان ييپ يا قهرمان[جت لي] را دوباره ببينيد! ژانر: اکشن، درام، تاريخي، جنگي.
لينکهاي دانلود (نسخه اورجينال با کيفيت DVD Rip) در ادامه مطلب...
کارگردان: لوکاش پالکووسکي. فيلمنامه: مارسين کواسني، لوکاش پالکووسکي. موسيقي: سباستين کرايووسکي. مدير فيلمبرداري: پاول سوبچيک. تدوين: پاول ويتچکي. طراح صحنه: يوآنا بيالوش. بازيگران: مارسين کواسني[مارسين ويلچينسکي]، سونيا بوهوسيه ويچ[هانکا ب.]، گرگور پالکووسکي[گرژ]، آرتور ژيورمان[آقاي رومن]، ويولتا آرلاک[کرايسا]، توماش کارولاک[رايسيک]، ماريوش درژک[ماره ک]، ميکولاي مولر[تاديوش پاکوژ عکاس]. 100 دقيقه. محصول 2007 لهستان. برنده جايزه بهترين کارگرداني، بهترين تدوين، بهترين بازيگر زن نقش مکمل/سونيا بوهوسيه ويچ و جايزه منتقدان از مراسم فيلم لهستان. مارسين، عکاسي جوان بعد از انتشار عکسي که او از پدر دوست دخترش گرفته، توسط وي بيرون انداخته مي شود. مارسين ناچار مي شود به آپارتماني کهنه و قديمي در منطقه پراگا در ورشو نقل مکان کند. جايي که محل زندگي پيرمردهاي مفلوک و الکلي و مردم فقيري است که در قلب پايتخت زندگي متفاوتي را مي گذرانند. صاحبخانه نيز که وارث مجموعه ساختماني شده، چندان دل خوشي از اين وضع ندارد. او براي بازسازي نياز به مدرک دارد تا اجازه تخريب ساختمان را دريافت کند. از اين رو مارسين را اجير مي کند تا در ازاي سه ماه کرايه، از ساختمان ها و مردم عکس بگيرد. مارسين شروع به عکاسي از ساختمان هاي رو به ويراني، مست ها، اوباش و بچه هايي مي کند که در خيابان ها مشغول بازي هستند. اما پسربچه شيطاني که از بدو ورود با شکستن آينه کمد موي دماغ مارسين شده، دوباره سر راه وي سبز و بالاخره يکي از دوربين ها او را سرقت مي کند. همزمان يکي از آشنايان مارسين که برگزار کننده نمايشگاه هاي عکاسي است، از او مي خواهد تا مجموعه عکسي از اين منطقه فراهم کند. مارسين که اينک هدفي والاتر يافته کار را با جديت بيشتر دنبال مي کند. اما اين امر باعث نمي شود که همسايه زيبايش هانکا ب. آرايشگر را که با يک اوباش زندگي مي کند، ناديده بگذارد. مارسين با گشت زدن و عکاسي در محله شيفته آنجا مي شود. اما عکس هايي که گرفته چندان چنگي به دل نمي زند. چون اهالي به وي اطمينان زيادي ندارند. تا اينکه دوباره با پسربچه سارق دوربين برخورد کرده و درمي يابد که عکس هاي گرفته شده توسط او نمايشگر لحظه هايي از زندگي مردم پراگا است که وي نتوانسته شکارشان کند...
چرا بايد ديد؟ لوکاش پالکووسکي متولد 1976 ورشو است. با دستيار کارگرداني آغاز کرده و در سال 2004 با ساختن فيلم کوتاه Nasza ulica شروع به کارگرداني کرده است. محافظت اولين فيلم بلند اوست که که بر اساس تجربيات مارسين کواسني بازيگر و فيلمنامه نويس آن ساخته شده و توانسته نظر مثبت منتقدان و مردم لهستان را به خود جلب کند. محافظت برخلاف قالب کمدي اش يک درام معقول درباره حفظ ارزش هاي کهن، مکان ها و کشف لحظات گذراي زندگي از دريچه ويزور دوربين عکاسي است. فيلمي کم و بيش در ستايش از عکس و عکاسي که موفق مي شود نمايي کلي از زندگي هاي متفاوت در ورشوي امروز را نيز براي تماشاگر داخلي و خارجي تصوير کند. مردم منطقه پراگا واقعاً در شرايطي اسف بار زندگي مي کنند که مسئولين و حتي خود مردم ورشو خوش ندارند آن را مشاهده کنند يا قدمي براي بهبود آن بردارند. در اين محله ها اوباشي گري بيداد مي کند و الکل تنها پناه بي پناهان است. در ميان پيرمردهايي که مقابل آپارتمان مارسين مي پلکند، جواني که هميشه زير چشم اش کبود است ديده مي شود و نقش پادوي گروه را نيز دارد. ديگر همسايگان مارسين نيز روزگار خوشي ندارند و حتي تعميرکاران ساختمان نيز دچار بي امنيتي شغلي هستند. حتي قلدر يا به قولي جوانمرد محله نيز که روايت مي کنند هانکا را از يک تجاوز نجات داده، سرگذشتي غم انگيز دارد. قلب محله در يک عکاسي کهنه و قديمي مي تپد که پيرمردي در آستانه کوري آن را اداره مي کند. اما با وجود ضعف در بينايي، چشمي بصير نه فقط در زمينه عکاسي، بلکه دنيا، مردم و گذشت زمان دارد. همين عکاسي در پايان به مارسين مي رسد. کسي که وقتي به محله آمد کلبي مسلک جوان بيش نبود، اما تحولي که بعد از آشنا شدن با اهالي محل به سراغ او آمد، قدرت ايستادگي در برابر آدم هاي بي تفاوت و سودپرستي چون خودش را داد. مارسين در طول فيلم سالخوردگي، غم و اندوه و پريشاني و فقر را مي شناسد و از اين رهگذر دنياي پيرامونش و حتي دوستان و دشمنانش را کشف مي کند. او در پايان شهامت و آزادي روح و تن را يک جا به دست مي آورد، هر چند لحظات تلخي نيز تجربه مي کند. از دوست پسر لات هانکا مشت مي خورد، پيرمردهاي الکلي او را به خاطر دزديدن عکس هاي پسرک طرد مي کنند و خود هانکا نيز او را به دليل چاپ عکس هايش از دعواي شبانه اش با دوست پسر سابقش که مارسين مخفيانه گرفته، از خود مي راند. اما همه اين حوادث رگه اي از طنز دارند که باعث مي شود هرگز آزارنده نشوند و با اين حال تعادلي ميان کمدي و درام در فيلم وجود دارد که پايانش ساختگي ديده نشود. البته با کمي اغماض چون تحول قابل حدس مالک ساختمان و پذيرش گذشته اي که مي خواسته همواره از آن فرار کند، کمي کليشه اي است! با اين حال توصيه مي کنم اين فيلم ساده و صميمي از سينماي امروز لهستان و نمونه اي تماشايي از کمدي محيطي را که بدون هر گونه عقده، شجاعانه و با آزادي کامل ساخته شده، از دست ندهيد! ژانر: کمدي.
کارگردان: هنري ميلر. فيلمنامه: هنري ميلر، تام فلن. موسيقي: رينهولد هيل، جاني کليمک. مدير فيلمبرداري: فرد مورفي. تدوين: جراود بريسون. طراح صحنه: جکسون د گوويا. بازيگران: ويلم دافو[استن]، اسکات اسپيدمن[کارل اوفنر]، پيتر استورمر[بلر کولت]، سليا دووال[سندي استريکلند]، جيمز ربهورن[لولين برينارد]، ايمي کارلسن[الکساندرا فردريکس]، يول وازکز[خورخه روئيز]، دان هاروي[قاتل]. 103 دقيقه. محصول 2007 آمريکا. کارآگاه استن اوبري که پنج سال است فکر به دام انداختن قاتلي سريالي مشهور به عمو ادي او را گرفتار کرده، اکنون جرم شناسي تدريس مي کند. اما يافته شدن جسدي که به شکلي غريب در يک اتاق تاريک[Camera obscura] قرار داده شده، بار ديپر او را به صحنه بازمي گرداند. چون قاتل کار خود را به مثابه يک تابلو و اثر هنري ارزيابي و به شکلي بيمارگونه با دقت در جزئيات آنها را طراحي و اجرا مي کند. به زودي سرنخ هايي که استن يافته او را به سوي کسي که علاقه به آثار فرانسيس بيکن دارد و در تقليد از او دست به جنايت مي زند، رهنمون مي سازد. اين سرنخ ها بار ديگر او را به پرونده عمو ادي و دختري به نام سندي-يکي از هدف هاي گذشته عمو ادي که نجات يافته- مي رساند. استن بعد از کشف معماي آنامورفيک داخل صحنه جنايت/تابلوهاي قاتل مي پندارد سرانجام قبل از اين که يک بار ديگر دست ب جنايت بزند، موفق به دستگيري وي خواهد شد. اما...
چرا بايد ديد؟ لطفاً گول پيرنگ اصلي قصه را که به نظر آشنا مي آيد[کارآگاهي که در حسرت يافتن قاتلي سريالي مي سوزد و خود را در الکل غرق کرده] نخوريد. آنامورف يک تريلر مستقل، خوش ساخت و بسيار متفاوت تر از آني است که مي پنداريد. اين تفاوت را مديون پس زمينه اي است که انتخاب کرده و شما را وادار مي کند تا نقاشي و هنرهاي تجسمي را يک بار ديگر و اين بار با نگاهي دقيق تر کشف کنيد. هنري اس. ميلر را-جدا از شباهت اسمي اش- تا اين لحظه نمي شناختم. در منابع موجود نيز غير از چيز جز نام چهار فيلم در کارنامه اش چيز ديگري ديده نمي شود. اولين آنها فيلم بلند کمدي Late Watch و دو ديگر فيلم هاي کوتاه آدم هاي جابزن/Quitters و حالا تو را به ياد مي آورم... هستند. همه اين فيلم ها کم و بيش موفق به جلب توجه منتقدان و داوران جشنواره هاي محلي شده اند و آنامورف دومين فيلم بلند کارنامه اوست. اگر مبناي قضاوت را همين فيلم فعلي بدانيم، بايد به خاطر نوشتن چنين فيلمنامه و کارگرداني دقيق آن به وي تبريک بگوييم. البته اگر سريال بررسي محل جنايت/ CSI و قهرمان اصلي آن گريسام[با بازي ويليام پيترسون] را ديده باشيد، با چنين جزئياتي در فيلمنامه و قاتلين سريالي نابغه آن آشنايي داريد و پيرنگ اين فيلم نيز شايد برايتان چيز تازه اي نباشد. اما باورکنيد دقت ميلر و همکارش در استفاده از تاريخ هنرهاي تجسمي و اثار فرانسيس بيکن به حد وسواس شايسته تحسين است. او کوشيده تا از وراي روانشناسي قاتل و کارآگاه روح زمانه را دريابد. آنامورف يک تريلر روانشناختي است و مي کوشد تا حقيقت را چيزي پيچيده و بسته به زاويه ديد هر کس تعريف کند. از اين رو فضايي که او اطراف قهرمانش خلق مي کند کابوس گونه و حال و هوايي چون آثار ديويد لينچ يا فيلم جان مک ناوت[هنري: تصوير يک قاتل سريالي] دارد. پس لطفاً آن را با زودياک که برخي آن را حرف آخر در تريلرهاي جنايي مي دانند، يا فيلم هاي داريو آرجنتو مقايسه نکنيد. شايد پس زمينه حوادث فيلم واقعي نباشد، اما محصول خيال ميلر نيز ارزش تماشايش را دارد. ژانر: مهيج.
تهیه کننده : شبکه MBC تعداد قسمت : 81 مدت هر قسمت : 60 دقیقه سال انتشار : 2006 تا 2007
مطمئنا" یکی از بهترین سریال های کره ای که در ژانر حماسی رزمی ساخته شده سریال دیدنی جومونگ با بازی سونگ ایل گوک ( یوم جانگ ) هست که پرطرفدار ترین سریال در کره جنوبی توی مدت زمان پخشش ( 81 قسمت ) بود . در این سریال دیدنی ما با پرنس جومونگ ( با بازی سونگ ایل گوک ) آشنا می شیم که با اینکه اختلافاتی با برادرانش داره در مسند قدرت قرار داره و چیزی نمونده تا پادشاه کشور بشه که در همین حال متوجه رازی میشه که زندگی خودش و یک ملت رو بکلی عوض می کنه . پرنس جومونگ می فهمه که پسر شاه نیست و پدر اصلیش جنرال هه مو سو هست و پرنس تصمیم می گیره که همه چیزش رو کنار بذاره تا راه پدرش رو ادامه بده . اون در این راه سختی های زیادی رو تحمل می کنه و بسیاری از عزیزانش رو از دست می ده ولی نهایتا به آرزوی پدرش می رسه و کشوری جدید به نام گوگوریو تاسیس می کنه و با قدرت رزمی فوق العاده بالا و افسانه ایی که داشته مرز های این کشور رو تا جایی که می تونه افزایش می ده و همواره با برادر بزرگش تی سو در درگیری و مبارزه است . همچنین در کنار تمام این درگیری ها داستانی عاشقانه نیز نهفته است که کمی کمرنگ تر ولی موازی با داستان حرکت می کنه و با بازی سرنوشت درگیری زیادی بین شخصیت های اصلی سریال پیدا میشه. در حال حاظر کشور کره قسمتی از گوگوریو عظیمی است که ژنرال جومانگ از خودش بجا گذاشت .
خلاصه داستان: «فيروز سيزده» دزد خرده پايي بدشانسي است كه ناخواسته درگير سرقت حرفه اي يك فرش نفيس مي شود. او در ميان عشق، وظيفه و پول مجبور است يكي را انتخاب كند ... .
اینم فیلم زیبا و جذاب Nim's Island که با کیفیت دی وی دی براتون آماده ی دانلود کردیم! برای دیدن توضیحات به زبان اصلی به این لینک بروید:http://www.imdb.com/title/tt0410377/
مورچه ها - قدرت مخفي طبيعت Ants! - Nature’s Secret Power
مستندي در مورد زندگي مورچگان محصول کانال ديسکاوري
Ants, they wage wars and administer medicines. They live in a world of coded communications and lightning chains of command, secret poison mixtures and prodigious strength. They have inhabited our planet for millions of years. Come and explore!
نويسنده و کارگردان: الکسي بالابانوف. مدير فيلمبرداري:الکساندر سيمونوف. تدوين: تاتيانا کوزميچيووا. طراح صحنه: پاول پارخومنکو. بازيگران: آگنيا کوزنتسووا[آنگليکا]، الکسي پولويان[سروان ژوروف]، لئونيد گروموف[آرتم]، الکسي سربرياکوف[الکسي]، لئونيد بيچووين[والرا]، ناتاليا آکيمووا[آنتونينا]، يوري استپانوف[ميخائيل]، ميخائيل اسکريابين[سونکا]. 89 دقيقه. محصول 2007 روسيه. برنده جايزه بهترين کارگرداني و نامزد جايزه بزرگ بهترين فيلم از جشنواره گيخون، برنده جايزه KNF از جشنواره روتردام، نامزد جايزه بزرگ از جشنواره فيلم هاي روسي Sochi Open. سال 1984، شوروي. اتومبيل آرتم استاد دانشگاه در رشته الحاد علمي هنگام بازگشت از خانه برادرش سروان ميخائيل ميان راه خراب مي شود. آرتم پس از طي مسافتي به خانه اي رسيده و از ساکنان آنجا تقاضاي کمک مي کند. صاحب خانه الکسي که به کار فروش مشروب قاچاق اشتغال دارد، بعد از سپردن اتومبيل به کارگرش سونکا براي تعمير، از آرتم مي خواهد تا در باده پيمايي با او مشارکت کند. بعد از چند گيلاس بحث بر سر وجود خدا و روح ميان آنها در مي گيرد. همزمان والرا نامزد دختر سروان ميخائيل که به يک ديسکو رفته، به همراه آنگليکا-دختر سرپرست حزب در منطقه- از آنجا خارج و براي خريد مشروب به مزرعه الکسي مي روند. در اين ميان آرتم بعد از تعمير اتومبيل اش از نزد الکسي خارج و براي خوابيدن به منزل برادرش بازمي گردد. والرا در خانه الکسي مشروب خورده و از حال مي رود. مرد ساديستي نيز که در اطراف خانه مي پلکد، بعد از کشتن سونکا آنگليکا را اسير کرده و به خانه نزد مادر الکلي اش مي برد. خيلي زود مشخص مي شود که او سروان پليس ژوروف است و از قدرت خود براي ارضاي اميال حيواني خود سو استفاده مي کند. آنگليکا از ژوروف مي خواهد تا رهايش کند، چون به زودي نامزدش از افغانستان بازگشته و در صورت خبردار شدن از ماجرا دست به انتقام خواهد زد. اما همزمان سروان ميخائيل به فرودگاه رفته تا محموله اي از اجساد سربازان را تحويل بگيرد. محموله اي که شماره 200 به آنها داده شده و اين بار يکي از اجساد متعلق به نامزد آنگليکاست....
چرا بايد ديد؟ الکسي اوکتيابرينوويچ بالابانوف متولد 1959 سوردلوفسک[يکاترينبورگ فعلي]شوروي سابق، از فيلمسازان محبوب روسيه است. غربي ها او را با فيلم جنايي برادر در 1997 کشف کردند و بعدها با رغبت به تماشاي قسمت دوم همين فيلم[يکي از پرفرش ترين فيملهاي تاريخ سينماي روسيه] نشستند که سرگئي بودروف جونيور فقيد در هر دو فيلم نقش اصلي را بازي مي کرد. بالابانوف فيلمسازي را 1989 با فيلم يگور و ناستيا آغاز کرده و غير از دو فيلم فوق، آثار موفقي مانند Of Freaks and Men، جنگ و درد نمي آورد را در کارنامه اش دارد که در جشنواره هاي بين المللي فراواني به نمايش درآمده و جوايزي هم به دست آورده اند. محموله 200 آخرين فيلم اوست که بر اساس ماجراي قتل هاي ويتبسک در 1984 ساخته شده و در روسيه توانسته بيش از 3 و نيم ميليون روبل در گيشه به دست آورد. بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي موج ساخت فيلم هايي عليه هر آنچه در گذشته وجود داشت، به راه افتاد. ديگر فيلمسازان غربي نبودند که در رد اردوگاه کمونيسم فيلم مي ساختند، بلکه کساني اين کار را مي کردند که دهه ها درون اين سيستم زيسته و به زير و بم آن آشنا بودند. اما پشت پرده آهنين خيلي زودتر از آنچه تصور مي شود جذابيت خود را براي تماشاگران از دست داد. با اين حال هنوز فيلم هايي درباره فضا، شرايط و وقايع آن دوران ساخته مي شود. هنوز تسويه حساب ادامه دارد و بالابانوف نيز در قالب فيلمي خشن و تکان دهنده به سراغ آخرين روزهاي حکومت کمونيستي رفته است. مطابق معمول اين فيلم ها نيز در کنار حادثه پردازي و نمايش رفتار ساديستي پليسي که دچار ناتواني جنسي است-تمثيلي ساده از نازايي سيستم قبلي-بحث هايي در رد بينش ماترياليستي، تناقض هاي حل نشدني مانند وجود روح و خدا و... دارد که در دهان شخصيت ها قرار داده است. حتي با انتخاب شغلي مانند استاد مطالعات الحادي براي آرتم جنبه اي رو و آشکار به آن بخشيده است. بالابانوف با محموله 200[نام رمزي که روي اجساد سربازان کشته شده در افغانستان گذاشته شده بود] از سبک و سياق مردم پسند فيلم هاي برادر دور افتاده و به سوي کمدي سياه و خشونت آميزي روي آورده که در برخي لحظات در انتقال فضاي آن دوران بسيار کوبنده عمل مي کند. ممکن است با ديدن فيلم و مخصوصاً خانه سروان ژوروف به ياد کشتار با اره برقي در تگزاس بيفتيد، پس اگر نازک نارنجي يا داراي قلبي ضعيف هستيد، ديدن فيلم را نوصيه نمي کنم. فيلم فاقد موسيقي اريژينال است و از ترانه هاي مشهور روسي در همه جاي فيلم به شکل انتخابي، استفاده شده است. ژانر: درام، مهيج.
کارگردان: وس اندرسون. فيلمنامه: وس اندرسون، رومن کاپولا، جيسون شوارتزمن. مدير فيلمبرداري: رابرت دي. يئومان. تدوين: اندرو وايزبلوم. طراح صحنه: مارک فرايدبرگ. بازيگران: اوئن ويلسون[فرانسيس]، ادرين برودي[پيتر]، جيسون شوارتزمن[جک]، آمارا کاران[ريتا]، والي وولودارسکي[برندن]، واريس آهلواليا[سر مهماندار]، عرفان خان[پدر]، باربه شرودر[مکانيک]، کاميلا راترفورد[اليس]، بيل موري[تاجر]، انجليکا هيوستون[پاتريشيا]. 91 دقيقه. محصول 2007 آمريکا. نامزد جايزه بزرگ بهترين فيلم از جشنواره گيخون، نامزد شير طلايي جشنواره ونيز. سه برادر به نام هاي فرانسيس، پيتر و جک ويتني پس از مرگ پدرشان تصميم مي گيرند عليرغم اختلافاتي که با يکديگر دارند، به سفري مشترک رفته و مادرشان را براي حضور در مراسم تدفين پدر قانع کنند. آنها براي رسيدن به محل اقامت مادرشان، بايد طول هندوستان را با قطار طي کرده و به اقامت گاه مادرشان-يک صومعه- برسند. در طول راه حوادثي-از جمله رابطه جک با ريتا مهماندار زيباي قطار و دوست دختر رئيس قطار- باعث مي شود تا از قطار بيرون انداخته شوند و سفرشان نيمه کاره بماند. اما تلاش سه برادر براي نجات کودکاني که هنگام گذر از رودخانه دچار حادثه مي شوند و شرکت در مراسم تدفين يکي از آنها سبب اتحاد مجددشان شده و تصميم به ادامه راه مي گيرند. اما زماني که به صومعه رسيده و با مادر خود روبرو مي شوند، در مي يابند که وي به هيچ وجه خيال ندارد تا در مراسم تدفين شرکت کند....
چرا بايد ديد؟ وسلي ولز اندرسون متولد 1969 هيوستون، تگزاس فارغ التحصيل دانشگاه آستين- طرفدار سر سخت فيلم هاي مارتين اسکوسيزي که همواره در فيلم هايش خانواده هاي از هم گسيخته را به نمايش مي گذارد- از اميدهاي آينده سينماي آمريکاست که نشريه اسکواير به او لقب اسکورسيزي ثاني داده است. اندرسون در 1994 با ساخت فيلم Bottle Rocket –برنده جايزه ويژه جشنواره لون استار، جايزه نسل نوي جشنواره لس آنجلس و فيلمساز جوان مراسم MTV- شروع به کارگرداني کرد. چهار سال بعد دومين فيلمش راشمور موفقيت مالي و هنري را برايش به ارمغان آورد و در سال 2001 خانواده سلطنتي تننبام شهرت بين المللي را نصيب او کرد. اندرسون که با فواصل سه ساله فيلم مي سازد در سال 2004 با فيلم زندگي در زير آب با استيو زايسو دومين نامزدي خرس طلاي جشنواره برلين را تجربه کرد و اينک پس از وقفه سه ساله ديگري با دارجيلينگ ليميتد بازگشته است. فيلم هاي اندرسون به رغم باطن غمگين و گاه پيچيده خود ظاهري شاد، مفرح و حتي گاه کمدي دارند. نقيضه هايي که هر چيزي را دست مي اندازند و گاه آن را ستايش مي کنند. مانند همين دارجلينگ ليميتد که با اولين ديالوگ هاي اوئن ويلسون درمي يابيم که قرار است هجويه سفرهاي جاده اي و اديسه وار باشد-که هست- و در نيمه راه جديتي قابل قبول يافته و واقعاً تبديل به مکاشفه اي روحي براي سه برادر مي شود. دارجلينگ ليميد در عين حال ستايش نامه اندرسون از کشور هند و سينماي آن و مخصوصاً ساتياجيت راي است که از موسيقي فيلم هاي وي در اين فيلم استفاده کرده است[با کمک رندال پاستر]. در عين حال نگاهي که به هندوستان دارد رگه هايي از الهام از فيلم رودخانه[ژان رنوار] را نيز حمل مي کند. فيلم که با بودجه 17 و نيم ميليون دلار توليد شده و فروشي در همين اندازه نيز به دست آورده است، نمونه کاملي براي آشنايي با سينماي اندرسون براي کساني است که تا امروز بخت تماشاي فيلمي از او را نداشته اند. شخصيت هاي جذاب فيلم هاي وي يادآور کمدي هاي کلامي برادران مارکس و فيلم هاي دوره جوانان خشمگين انگلستان است. کمدي فيزيکي در کنار تحول روحي شخصيت ها مجموعه اي چشم نواز در دل چشم اندازهاي رنگين هندوستان خلق مي کند و بار ديگر سحر آميز بودن هندوستان را يادآوري مي کند. ظريفي مي گفت ممکن نيست کسي به هند برود و اسير بوهاي آن و رنگ هايش نشود. اما تم غالب در سينما و ادبيات غرب شيفتگي روحي به اين قسمت از دنيا است. ظاهراً مدت هاست که کسي به غرب نمي رود و شعار هاليوود تغيير يافته است. پس هر کس که نيازمند يافتن خويش است بايد به اين جمله گوش بسپارد: به هند برو مرد جوان! ژانر: ماجرايي، کمدي، درام.
کارگردان: داگ ليمان. فيلمنامه: ديويد اس. گاير، جيم اولز، سايمون کينبرگ بر اساس داستاني از استيون گولد. موسيقي: جان پاول. مدير فيلمبرداري: بري پيترسون. تدوين: سار کلاين، دين زيمرمن، دان زيمرمن. طراح صحنه: اليور شول. بازيگران: هيدن کريستينسن[ديويد رايس]، جيمي بل[گريفين]، ساموئل ال. جکسون[رولند]، ريچل بيلسون[ميلي هريس]، دايان لين[مري رايس]، مايکل روکر[ويليام رايس]، آنا سوفيا راب[کودکي ميلي]، مکس تيروت[کودکي ديويد]. 88 و 90 دقيقه. محصول 2008 آمريکا. ديويد رايس نوجواني کم رو عاشق ميلي هريس است. اما زماني که گوي بلوريني به وي هديه مي دهد، مورد تمسخر مارک-پسر قلدر مدرسه- قرار مي گيرد و سانحه اي سبب افتادن وي به درون درياچه يخ زده مي گردد. اين واقعه باعث مي شود تا ديويد-که همه او را مرده مي پندارند-قابليت جهش از مکاني به مکاني ديگر را در وجود خود کشف کند. مادر ديويد زماني که او پنج ساله بوده آنها را ترک کرده و ديويد که به تنهايي با پدرش زندگي مي کند. او در بازگشت به خانه با پدر خشمگين خود روبرو شده و از خانه فرار کرده و ناپديد مي شود. مدتي بعد با استفاده از قابليت خود دست به سرقت از بانک ها مي زند. پليس عاجز از يافتن رد اوست، اما ماموري به نام راولينز قصد دست برداشتن از تعقيب وي را ندارد. هشت سال بعد، زماني که ديويد زندگي شاد و آرامي براي خود فراهم آورده، سر و کله راولينز با سلاحي بديع پيدا مي شود. چون راولينز که زندگي خود را وقف نابودي افرادي نموده که قادر به پرش از مکاني به مکاني ديگر هستند. ديويد مي گريزد و بعد از هشت سال تصميم به بازگشت به شهر خود و يافتن ميلي مي گيرد. ميلي که از بازگشت وي خوشحال است، مي پذيرد تا به همراه وي به سفري دور دنيا که هواره آرزويش را داشته، برود. اما با پديدار شدن مامورين روالينز در رم همه چيز به هم مي ريزد. ديويد که همزمان با جوان پرش گر ديگري به نام گريفين آشنا شده، بعد از روانه کردن ميلي به آمريکا مخفي مي شود. اما روالينز با گروگان گرفتن ميلي وي را به دامي که تعبيه کرده فرا مي خواند....
چرا بايد ديد؟ داگ ليمان متولد 1965 نيويورک است. در 1988 از دانشگاه براون-مرکز بين المللي عکاسي- و در سال 1992 از مدرسه سينما و تلويزيون USC فارغ التحصيل شده است. پدرش آرتور ال. ليمان وکيل و مشاور حقوقي برجسته اي است که در ماجراي ايران-کنترا طرف مشورت سنا بود. ليمان فيلمسازي غير حرفه اي را از مقطع راهنمايي آغاز کرد. بعدها در دانشگاه براون شبکه تلويزيوني کابلي تاسيس کرد و خود اولين مديرش شد. اولين فيلم بلندش کمدي مهيج Getting In را در سال 1993 به عنوان پروژه پايان نامه تحصيلي خود جلوي دوربين برد. دومين فيلمش الواط نام داشت که دو سال بعد آن را کارگرداني کرد که در جشنواره فيلم هاي اروپايي خوش درخشيد و از سه جشنواره ديگر نيز جوايزي به دست آورد. اما شهرت واقعي سه سال بعد با فيلم برو نصيب وي شد. يک کمدي مهيج جنايي که نام وي را به عنوان فيلمسازي مستقل و خوش آتيه بر سر زبان ها انداخت. استقبال خوب منتقدين باعث شد تا تهيه کنندگان مقتدر هاليوود ساخت اولين قسمت از سه گانه جيسون بورن را به وي بسپارند. هويت بورن از ليمان چهره کارگرداني قابل اعتماد براي پروژه هاي عظيم را ساخت، اما سبب نشد تا دو قسمت بعدي را به وي بسپارند. اتفاقي فرخنده که باعث شد سکان هدايت اين سه گانه در دستان گرين گراس قرار بگيرد. ليمان نيز پروژه اي بزرگ ديگري به نام آقا و خانم اسميت با شرکت دو ابرستاره امروز هاليوود-براد پيت و آنجلينا جولي- به دست آورد. و اينک پس از سه سال با پروژه اي عظيم به نام پرش گر بازگشته تا بار ديگر قدرت نمايي کند. پروژه اي که با شايعات بسيار مبني بر حضور امينم در نقش اصلي آن براي تماشاگران بسياري نامي شناخته شده بود. داگ ليمان با استفاده از بودجه اي 85 ميليون دلاري موفق شده تا با ايده Teleportation که به تازگي پس از پخش سريال قهرمانان و سفر هيرو ناکاموراي ژاپني در زمان و مکان طرفداران زيادي يافته، يک فيلم خوش ظاهر و غلط انداز روانه پرده سينماها کند. اما در پس اين ظاهر خوش آب و رنگ استخوان بندي قدرتمندي وجود ندارد. پرش گر وارث ناخلف موجي است که با ماتريکس و تبديل بازي هاي ويديويي به وجود آمد. و بر خلاف ماتريکس فاقد تعقل و تفکر است. مي توان گفت بيشتر به يک بازي کامپيوتري شبيه است که پر شده از لوکيشن هاي دلفريب سراسر دنيا-از مجسمه ابوالهول در مصر تا Colosseum در رم- و جدال ميان يک شرآفرين مومن و پسر خوش قلب و صاحب توانايي خارق العاده که داستاني کليشه اي از عشق او به يک دختر و جدال بر سر نجات وي از چنگ همين ادم بده قصه در پايان انتظارتان را مي کشد. همه اينها براي ساختن يک محصول پول ساز و مطمئن کافي است. اما در اين ميان چه بر سر استعدادي چون داگ ليمان آمده است؟! پرش گر در دو هفته اول نمايش خود بيش از 56 ميليون دلار به دست آورده و با اين روند شايد قسمت هاي بعدي هم توليد شوند. اما آن چه مسلم است پس از صرف اين فيلم با مقداري ذرت بو داده و نوشابه غير الکلي در سينما به سرعت آن را فراموش خواهيد کرد. اما لطفاً به خاطر بسپاريد که سازنده آن همان کارگردان فيلم برو است و اين که چگونه هاليوود مي تواند استعدادها را تلف-نه ببخشيد- در خود حل و سربراه کند! ژانر: اکشن، ماجرايي، علمي تخيلي، مهيج.
Unravel the dark and highly dangerous world of both the Italian and American Mafia. Meet the law enforcement officers who risked everything to bring down the biggest and most profitable multinational criminal gang.
کارگردان: پيت تراويس. فيلمنامه: بري لوي. موسيقي: آتلي اوروارسون. مدير فيلمبرداري: امير مکري. تدوين: استوارت بيرد، ايگوالدي کاراسون، والديس اسکارسدوتير. طراح صحنه: بريجيت بروک. بازيگران: دنيس کوايد[تامس بارنز]، ماتيو فاکس[کنت تيلور]، فارست ويتاکر[هاوارد لويس]، برو سمک گيل[فيل مک کولاف]، ادگار راميرز[خاوير]، آيلت زورر[ورونيکا]، زوئي سلدانا[انجي جونز]، سيگورني ويور[رکس بروکز]، ويليام هرت[رئيس جمهور اشتون]، جيمز له گروس[تد هينکين]، ادواردو نوريه گا[انريکه]، ريچارد تي. جونز[هولدن]، سعيد تغمائويي[سوارز]. 90 دقيقه. محصول 2008 آمريکا. اشتون رئيس جمهور آمريکا در مراسمي که با هدف نبرد جهاني با تروريسم در اسپانيا حضور مي يابد. تامس بازنز و کنت تيلور دو نفر از زبده ترين مامورين سرويس مخفي براي محافظت از وي انتخاب شده امد. اين اولين ماموريت بارنز پس از وقفه اي شش ماهه است. چون شش ماه قبل زماني که براي محافظت از رئيس جمهور خود را سپر گلوله تروريست ها کرده بود، به شدت زخمي شده بود. به نظر مي رسد که وي نتواند حفاظت از جان رئيس جمهور را به خوبي بر عهده بگيرد، چون در اولين لحظات مراسم رئيس جمهور مورد اصابت دو گلوله قرار مي گيرد. جمعيت حاضر در محل سراسيمه و هراسيده به هر طرف شروع به دويدن مي کنند. اين آشوب با انفجار بمبي در زير سکوي سخنراني به اوج خود مي رسد. بارنز که پس از شليک گلوله ها مردي مشکوک به نام انريکه را دستگير کرده، بعد از انفجار شاهد فرار او مي شود. هاوارد لويس يک توريست آمريکايي که در حال فيلمبرداري از اين واقعه تاريخي است تا آن را بعدها براي فرزندانش نمايش دهد، چيزهايي را ندانسته روي نوار ضبط مي کند. بارنز بعد از مشاهده فيلم ضبط شده توسط او، براي درک حوادث به اتومبيل گزارشگران تلويزيوني مستقر در محل مي رود. بعد از ديدن نوارهاي مراسم در مي يابد که توطئه اي گسترده در جريان است. مرکز عمليات محافظت از رئيس جمهور به درخواست هاي او پاسخ نمي دهد و جان رئيس جمهور واقعي نيز در خطر است. چون کسي که در مراسم هدف قرار گرفته، بدل وي بوده، اما اينک رئيس جمهور اشتون به چنگ تروريست ها افتاده و بارنز بايد تنها در صدد نجات وي برآيد....
چرا بايد ديد؟ پيت تراويس کارگردان ايرلندي تبار سابقه اي طولاني و مثبت در تلويزيون دارد. بخش هايي از سريال جا زدن، فرزندان ديگران، و هيئت منصفه را کارگرداني کرده و فيلم تلويزيوني هنري هشتم را نيز ساخته است. دومين فيلم بلند تلويزيوني اش Omagh [2004]نام داشت که به ماجراي بمب گذاري سال 1998 ارتش آزادي بخش ايرلند در يک اتومبيل که منجر به کشته شدن 29 نفر در شمال ايرلند شد، مي پرداخت. فيلم برنده جوايزي از جشنواره تورنتو، جشنواره فيلم هاي مستقتل ويکتوريا و بافتا شد. موضع مسلط اولين پروژه سينمايي تراويس به شمار مي رود که قرار بود در اکتبر سال گذشته به نمايش درآيد، اما پخش آن تا فوريه امسال به تعويق افتاد. موضع مسلط يا ديگاه همان طور که از نامش پيداست به نمايش ديدگاه هاي مختلف از يک حادثه مي پردازد. نوعي بازي با روايت و زمان سينمايي در قالب فيلمي اکشن با پس زمينه مشکوک سياسي که در هفته اول نمايش خود نزديک به 23 ميليون دلار در گيشه به دست آورده و مي رود تا يکي از پر فروش هاي آغاز سال تازه ميلادي شود. سهم اصلي اين نمايش پر خرج، پر هيجان و انرژيک متعلق به فيلمنامه نويس، کارگردان و فيلمبردار و تدوينگر آن است. بازيگران کمترين نقش و سهم را دارند. سيگورني ويور جز در سکانس ابتدايي فيلم حضور چنداني ندارد، ادواردو نوريه گا و ديگران نيز و حتي دنيس کوايد که ظاهراً قهرمان اصلي اين ماجرا باشد به اندازه فارست ويتاکر از فيلم سهم برده است. موضع مسلط نشان دهنده خلاقيت عواملي است که از يک قصه عامه پسند نه چندان تازه يک تريلر کوبنده ساخته اند. ايده را با زدن رنگي از تروريسم و حوادث روز-آن هم به شکلي پر رنگ- به روز کرده اند و با استفاده از ديدگاه 8 نفر[هر کدام از اين ديدگاه هاي متفاوت زماني تقريباً 10 دقيقه اي را به خود اختصاص داده اند] آن را بارها و بارها با اختلاف هايي جزئي از نظر زماني روايت کرده اند، و بر خلاف تصور تماشاگران به ورطه زياده گويي يا تکرار مکررات دچار نشده اند. شاخص ترين ترفندي که براي گريز از اين ورطه انديشيده شده، بر ملا شدن حضور بدل رئيس جمهور در صحنه و در نتيجه پيچيده تر شدن گره هاي دراماتيک فيلم است. چکيده هدف نويسنده و کارگردان فيلم در پوستر آن نيز منعکس شده و قرار است تا با کنار هم گذاشتن اين 8 روايت به هويت سو قصد کنندگان و طرح کلي نقشه ترور دست پيدا کنيم. تهيه کننده فيلم مطابق معمول از تاثير فيلم راشومون کوروساوا بر سازندگان فيلم سخن رانده، اما موضع مسلط/ديدگاه چيزي بيشتر از تاثير پذيري صرف را به نمايش مي گذارد. بيهوده نخواهد بود اگر چند سال گذشته راه به مدد توليد سه گانه بورن و اکشن هايي متفاوت دوران رنسانس اين ژانر بناميم و بدون شک فيلم فعلي نيز در اين روند جايگاه مناسبي به خود اختصاص خواهد داد. متاسفانه تا اين لحظه موفق به ديدن Omagh نشده ام، اما ديدن موضع مسلط/ديدگاه نويد بخش ظهور کارگرداني با استعداد است. فراموش نکنيد که پل گرين گراس نيز با فيلمي درباره وقايع ايرلند-يکشنبه خونين- به شهرت رسيد و بعد دو قسمت متاخر سه گانه بورن را کارگرداني است. هر چند پيت ديويس در اولين تجربه سينمايي خود در ژانر اکشن قبل مقايسه نيست، اما شباهت هاي ميان کارنامه او و گرين گراس مرا متقاعد به ديدن فيلمي بسيار کوبنده تر در آينده مي کند. ولي تا آن روز همين يکي را دريابيد! ژانر: اکشن، درام، مهيج.
کارگردان: کالي خوري. فيلمنامه: گلن گرس بر اساس فيلمنامه اوليه جان ميستر و فيلمنامه پول فعال اثر نيل مک کي و تري وينسور. موسيقي: مارتي ديويچ، جيمز نيوتن هاوارد. مدير فيلمبرداري: جان بيلي. تدوين: وندي گرين بريکمونت. طراح صحنه: برنت تامس. بازيگران: دايان کيتون[بريجت کارديجن]، کتي هولمز[جکي ترومن]، کويين لطيفه[نينا بروستر]، تد دانسون[دان کارديجن]، آدام روتنبرگ[باب ترومن]، استيون روت[گلوور]، کري سمک دانلد[برايس آربوگاست]، راجر کراس[بري]. 104 دقيقه. محصول 2008 آمريکا. بريجيد کرديجن وقتي درمي يابد که در معرض از دست دادن خانه خويش است و ديگر قادر به ادامه زندگي متوسط و آسوده اش نيست، شوکه مي شود. شوهرش دن پس از سي سال کار خود را از دست داده و در جستجوي کار است. اما تلاش هاي وي موفقيت آميز نيست. بريجيد نيز که تنها تخصص اش ادبيات انگليسي است، مجبور مي شود در جست و جوي کار بربيايد. اما تنها شغلي که گيرش مي آيد نظافت چي شدن در ساختمان بانک اندوخته فدرال کانزاس سيتي است.جايي که پول هاي فرسوده را از دور خارج و معدوم مي کنند. بريجيد به زودي مي فهمد با دو زن ديگر-مادر مجردي به نام نينا و دختر جواني به نام جکي- در زمينه بي پولي همدرد است. آنها نيز مشکلاتي دارند که تنها با پول حل مي شود. بريجيد پس از جلب موافقت آنها مقشه اي ساده و اما غير قابل کشف براي سرقت پول هاي کهنه طراحي مي کند. اولين سرقت با موفقيت انجام مي شود، اما حرص و طمع بريجيد و جکي باعث مي شود به اين کار ادامه دهند. پس از سه سال سرقت مداوم، خرجبي رويه پول توسط بريجيد توجه مامور خزانه داري را جلب کرده و تصميم به دام انداختن آنان مي گيرد. نينا و جکي به دام مي افتند، اما بريجيد مي گريزد و با گرفتن وکيل آنها را خلاص مي کند. به نظر مي رسد همه پول هاي مسروقه نيز از بين رفته، ولي چند ماه بعد...
چرا بايد ديد؟ کارولاين آن خوري متولد 1957 سن آنتونيوي تگزاس است. پدر و مادرش دکتر بودند، اما کالي در دانشگاه معماري خواند و بعد مجذوب نمايش شد. در 1982 به لس آنجلس نقل مکان کرد ودر انستيتوي استراسبرگ درس خواند. براي شرکت هاي تبليغاتي کار کرد و سرانجام با نوشتن فيلمنامه تلما و لوئيز در 1991 و کسب جوايز گولدن گلاب، جايزه اتحاديه نويسندگان و اسکار بهترين فيلمنامه ورودي خيره کننده به سينما را تجربه کرد. بعد از نوشتن فيلمنامه چيزي براي صحبت کردن در 1995 شروع به نوشتن فيلمنامه Divine Secrets of the Ya-Ya Sisterhood کرد تا خود آن را کارگرداني کند. فيلم در سال 2002 به نمايش در آمد و به رغم تم زنانه قابل توجهش-رابطه مادر و دختر و تم رفاقت- نتوانست بيش از يک فيلم متوسط ارزيابي شود. شايد همين امر باعث شد تا وقفه اي چند ساله ميان دو فيلم سينمايي وي حاصل شد. خوري در اين فاصله شش ساله تنها يک فيلم تلويزيوني به نام هاليس و رئا در 2006 کارگرداني کرد که درامي زنانه و باز متوسط بود. و اينک با ديوانۀ پول بار ديگر زير فيلمي متوسط امضا انداخته که همچون کارهاي پيشين وي تمي زنانه و درباره رفاقت ميان زن ها دارد. ديوانۀ پول متعلق به موج فيلم هاي زن پسندي است که قرار است طليعه دار نهضت زن ها هم مي تواند باشند. فرقي نمي کند در چه زمينه اي، چون قرار است سيادت مردها حتي در دنياي مجازي به چالش طلبيده شود. اين موج مي تواند سبب وزيدن نسيمي تازه بر سينماي به شدت مردانه امروز دنيا باشد. اما کاش در همين حد باقي مي ماند. اگر کالي خوري با واقع گرايي تلما و لوئيز به اين کار ادامه مي داد، مي توانست راهي را که در دل همين سيستم بي رحم براي تثبيت موقعيت زن ها يافته بود، گسترش داده و قوام دهد. اما تنها پيرنگ رفاقت در ميان زن ها و شورش و تشبث آنان به کارهاي مردانه در فيلم هاي بعدي ادامه يافت و در فيلم 22 ميليون دلاري فعلي نيز امتداد پيدا کرده است. البته فروش 21 ميليون دلاري ديوانۀ گول نشان مي دهد که هنوز اين موج طرفداران قابل توجهي دارد، پس اين وظيفه کالي و ديگر بانوان است که دستي به سر گوش همين موج بکشند. پيرايش اش کرده و پيرنگ ها نو به آن بيفزايند. ديوانۀ پول يا پول ديوانه قدرت دخترها را در طرح و اجراي يک سرقت بي عيب و نقص به نمايش مي گذارد و بر خلاف تصور تماشاگران که با ديدن صحنه هاي بازجويي خرده شده در طول فيلم ميان فلاش بک هاي طولاني که به شرح ماجرا اختصاص دارند، يقين پيدا کرده که همگي دستگير شده اند در پايان با زيرکي هر چه تمام موجبات خلاصي و حتي خوشبختي دخترها را فراهم مي کند. نينا نزد فرزندانش باز مي گردد و مهعشوقي نيز به دست آورده، حال و روز جکي و بريجيت نيز چندان بد نيست و چند ماه بعد که مشخص مي شود بريجيت مقداري زيادي از پول ها را در زير زمين پاتوق هميشگي شان مخفي کرده، شادي هر سه تکميل مي شود. بزرگ ترين دستاورد کالي خوري در اين فيلم استفاده از سه بازيگر از سه نسل مختلف و حتي تبار مختلف است. نمونه کامل يک انتخاب بازيگر صحيح و استفاده از شيمي ميان آنها که توانسته جذابيت فيلم را تضمين کند. دايان کيتون سالخورده هنوز شيطنت جواني را دارد، کتي هولمز نمونه کاملي از نسل جوان شيفته پول را ارائه مي دهد و کوئين لطيفه هميشه دوست داشتني هم نمونه مادر مجرد خوب و لايق يک عاشق حسابي را با لوندي خاص خود ايفا مي کند. اگر توقع تعقل و تفکر يا حتي عمق از ديوانۀ پول داريد، اشتباه مي کنيد. ولي اگر به دنبال دو ساعت تفريح خالص هستيد، آدرس درستي به شما داده اند! ژانر: کمدي، جنايي.
قصر رويائي دبي Megastructures: Dubai’s Dream Palace
مستند "قصر رويائي دبي" محصول نشنال جئوگرافيک درباره هتل هفت ستاره برج العرب
National Geographic - Dubai’s Dream Palace: With its oil reserves dwindling, Dubai switched its sights to 21st-century tourists, building the Burj al Arab, an amazing 60-storey hotel shaped like a sail.
Tales of flying saucers hovering over Earth? Reports of alien abductions? Scientists and astronomers dissect video footage and anecdotal evidence as we consider the case for the existence of UFOs
کارگردان: يانيس سماراگديس. فيلمنامه: جکي پاولنکو بر اساس کتاب ديميتريس سياتاپولوس. موسيقي: ونجليس. مدير فيلمبرداري: آريس استاورو. تدوين: يانيس تزيتسوپولوس. طراح صحنه: داميانوس زاريفيس. بازيگران: نيک اشدون[ال گرکو]، خوآن ديه گو بوتو[نينيو د گوئه را]، لايا مارول[يرونيما د لاس گوئه واس]، لاکيس لازوپولوس[نيکولوس]، ديميترا ماتسوکا[فرانچسکا]، سوتيريس موستاکاس[تيتيانو]، گيورگوس هيروستودولو[دا ريمي]، ديميتريس کاليوکاس[شاکون]، يورگوس شارلابيديس[پدر ال گرکو]. 119 دقيقه. محصول 2007 يونان، اسپانيا. ال گرکو در انتظار محاکمه توسط دادگاه تفتيش عقايد در زندان سرگرم نوشتن خاطرات خويش است: جزيره کرت سال 1569. ال گرکو شيفته فرانچسکا دختر فرماندار ونيزي جزيره است. پس از شورشي ناموفق به رهبري پدرش، ال گرکو به ونيز مي گريزد و در انجا به خاطر نقاشي هايش مورد ستايش قرار مي گيرد. نينيو کشيش اسپانيايي او را مجاب مي کند تا به تولدو در اسپانيا برود. ال گرکو در تولدو به شهرت و ثروت دست مي يابد و همچنين عشقي تازه نيز تجربه مي کند. اما بالا گرفتن موج تفتيش عقايد و تيره و تار شدن روابط او با نينيو که رياست دادگاه هاي تفتيش عقايد را بر عهده گرفته، سبب زنداني شدن مي شود...
چرا بايد ديد؟ يانيس سماراگديس متولد 1946 ايراکليدو کرت فيلمساز کم کاري است که در طول سه دهه گذشته بيش از 6 فيلم نساخته است. او با فيلم آواز بازگشت به خانه[1983] شناخته شد و عمده شهرت خود در جهان غرب را مديون فيلم کاوافي[1996] درباره شاعر مشهور يوناني کنستانتين کاوافي است. ال گرکو دومين فيلم سال 2007 است که به زندگي نقاشي برجسته در دوران تفتيش عقايد مي پردازد. اما بر خلاف فيلم ميلوش فورمن اقتباسي نه چندان وفادارانه0البته خوش آب و رنگ- در ستايش يکي از نقاشان مشهور اسپانيايي که در واقع اهل جزيره کرت و يوناني تبار بود.[ال گرکو در فيلم ابتدا دومينيکوس تئو توکوپولوس ناميده مي شود]. قسمت عمده فيلم به زبان انگليسي است و معجوني غريب از ملي گرايي يوناني و وحشت از تفتيش عقايد، اما حسن بزرگ ان بازي ديه گو بوتو در نقش نينيو ستايشگر و در عين حال دشمن شماره يک ال گرکو است. بنابراين زماني که در صحنه حضور ندارد، فيلم از توش و توان مي افتد.[قابل توجه دوستداران نقش هاي منفي]. ديگر نقطه قوت فيلم موسيقي ونجليس در يک فيلم يوناني است. فيلم در يونان بسيار پر فروش بوده، اما هنوز پخش بين المللي پيدا نکرده است! ژانر: زندگي نامه، درام.
دنیای اسطوره ای شورشی را علیه بشر شروع میکند ، که در ابن صورت دنیا یا جای بشر خواهد بود و یا جای اسطوره های شرور .... از این رو پسر جهنمی و ارتش طلاییش آماده پیکار برای نجات بشر خواهند شد .... کارگردان: Guillermo del Toro بازیگران: Ron Perlman, Selma Blair, Doug Jones, John Alexander نویسنده: Guillermo del Toro تاریخ اکران : 11 جولاي 2008 توزیع کننده: Universal Pictures Distribution شرکت پشتیبان: Dark Horse Entertainment, Lawrence Gordon Productions محل اجرا: Budapest, Hungary و London, England محل نمایش: United States
لینک در ادامه مطلب موجود میباشد... پسورد :samhillt
دکتر بروس بنر حالا در برزیل زندگی می کند و در یک کارخانه بطری سازی به عنوان کارگر مشغول هست و همچنین در این مدت مشغول پیدا کردن درمانی برای مشکل خود که وی را تبدیل به هیولا تبدیل می کند ! پیدا کند اما در این بین به یک باره سر و کله کوماندو های آمریکا پیدا می شود که به رهبری امیل بلونسکی در تعقیب بنر هستند و . . . کارگردان: Louis Leterrier بازیگران: Edward Norton, Liv Tyler, Tim Roth, Tim Blake Nelson نویسنده: Zak Penn مدت زمان : 1ساعت و 54 دقیقه تاریخ اکران : 13 ژوئن 2008 توزیع کننده: Universal Pictures شرکت پشتیبان: Marvel Studios محل اجرا: Toronto, Ontario Canada محل نمایش: United States
سال 1957 هست پروفسور باستان شناس , دکتر هنری " ایندیانا " نامه ای از یک مرد جوان که خودش را " مات " صدا می کند دریافت می کند که از طرف زنی است که در گذشته ایندیانا بوده است به این ترتیب ایندیانا مجبور می شود که برای بررسی بیشتر بار دیگر وارد مکانهای خطرناک شود اما آنها در میانه راه گرفتار نقشه حساب شده یک طراح باهوش اهل شوروی به نام ارینا اسپالکو می شوند و . . . کارگردان: Steven Spielberg بازیگران: Harrison Ford, Cate Blanchett, Karen Allen, Shia LaBeouf نویسندگان: David Koepp, George Lucas مدت زمان فیلم: 2 ساعت و 3 دقیقه توزیع کننده: Paramount Pictures کمپانی پشتیبان: Amblin Entertainment, Kennedy/Marshall Company, Lucasfilm, Ltd محل اجرا: Los Angeles, California USA , Undisclosed locations Around the World محل نمایش: United States
Tony stark یک کارخانه دار میلیونر و مخترعی با هوش است که گاهی اوقات دست به کارهای خلاف هم می زند. اما در عوض او از استعداد و قدرت ابتکار خود برای ساختن نوعی لباس زرهی با تکنولوژی بسیار بالا استفاده کرد و موفق به ساختن این پوشش شد. اکنون او عهده دار مسئولیت بزرگی است زیرا باید دنیا را در پوشش و لباس iron man از یک توطئه شوم نجات دهد. کارگردان: Jon Favreau نویسنده: Mark Fergus, Hawk Ostby بازیگران: Robert Downey Jr, Terrence Howard, Jeff Bridges, Gwyneth Paltrow ریلیز شده در تاریخ : 2 می 2008 کمپانی پشتیبان: Marvel Studios محل اجرا:United States
چه می شد اگر بشر مجبوربه ترک زمین می شد و بعضی ها فراموش می کردند که جریان اخرین روبات را قطع می کردند؟ٌWall-E هر روز را صرف تحلیل و بررسی اینکه او برای چه ساخته شده است،می پردازد.ولی بزودی او می فهمد که او چه مقصودی دارد. بطوریکه او سرتاسر کهکشان راه شیری رویایش را دنبال می کند... کارگردان: Andrew Stanton با صدای: Ben Burtt, Elissa Knight, Jeff Garlin, Fred Willard نویسندگان: Andrew Stanton, Jim Capobianco مدت زمان : 1ساعت و 37 دقیقه تاریخ اکران : 27 جولاي 2008 توزیع کننده: Buena Vista Pictures Distribution شرکت پشتیبان: Pixar Animation Studios محل اجرا: Los Angeles, California, USA محل نمایش: United States
Donna در بهترین شب عمر خود یا همان شب فارغ التحصیلی به سر می برد. فضای جشن پر شده از زیبایی و عشق و محبت. این در حالی است که فضای سنگینی از سحر و جادو بر این مراسم طنین انداز شده است. ناگهان این شب رویایی تبدیل به شبی جهنمی می شود که در آن همه آرزوی مرگ می کنند.قاتلی روانی در شهر پرسه می زند که به دنبال شکار شبانه است. فرار از دست این شیطان کار آسانی نیست. اکنون donna به همراه دوستانش باید به فکر راه فراری از دست این شیطان مبتلا به سادیسم باشند. شاید در شب فارغ التحصیلی جان سالم به در برند و... کارگردان: Nelson McCormick نویسنده: J.S. Cardone بازیگران: Brittany Snow, Scott Porter, Jessica Stroup, Dana Davis مدت زمان: 1ساعت و 28 دقیقه ریلیز شده در تاریخ : 11 آپریل 2008 کمپانی پشتیبان: Alliance Films, Newmarket Films, Original Film استادیو: Screen Gems محل اجرا: United States
یک دانشمند علوم طبیعی به نام اندرسون، که در تلاش برای پیدا کردن برادر گمشده اش ، به همراه برادر زاده اش در جستجو در غارهای یک کوه موفق به کشف مکانی خارق العاده و خطرناک در اعماق زمین می شود و … کارگردان: Eric Brevig بازیگران: Brendan Fraser, Josh Hutcherson, Anita Briem, Seth Meyers نویسندگان: Michael D. Weiss , Michael Weiss مدت زمان : 1ساعت و 32 دقیقه تاریخ اکران : 20 جولاي 2008 توزیع کننده: New Line Cinema, Warner Bros. Pictures Distribution شرکت پشتیبان: Walden Media محل اجرا: Montreal, Quebec Canada محل نمایش: United States
..........لینک دانلود در ادامه مطلب......................
دیوی (ادي مورفي)در حقیقت یک سفینه فضایی است به شکل یک انسان ، با موجودات میکروسکوپی و بیگانه ای که متعلق به زمین نیستند و کار هدایت و کنترل رفتار این سفینه را بر عهده دارند .آنها قرار است مدت کوتاهی را در زمین بمانند. اما کاپیتان این سفینه عاشق یک خانم زمینی می شود و … کارگردان: Brian Robbins بازیگران: Eddie Murphy, Elizabeth Banks, Gabrielle Union, Scott Caan نویسندگان: Rob Greenberg , Bill Corbett مدت زمان : 1ساعت و 30 دقیقه تاریخ اکران : 11 جولاي 2008 توزیع کننده: 20th Century Fox Distribution شرکت پشتیبان: Friendly Films, Guy Walks Into a Bar محل اجرا: United States محل نمایش: United States
نويسنده و کارگردان: مايک وايت. موسيقي: کريستف بک. مدير فيلمبرداري: تيم اّر. تدوين: دادي دورن. طراح صحنه: دانيل بردفورد. بازيگران: مالي شانون[پگي]، لورا درن[برت]، رجينا کينگ[لايلا]، تام سمک کارتي[پي ير]، جاش پاييس[رابين]، جان سي. رايلي[ال]، پيتر سارسگارد[نيوت]. 97 دقيقه. محصول 2007 آمريکا. نامزد جايزه بهترين فيلمنامه از مراسم روحيه مستقل. پگي زني حدوداً چهل ساله که به علت ناسازگاري هايش هنوز ازدواج نکرده، همراه سگش در خانه اي کوچک در جنوب کاليفرنيا زندگي مي کند. او در اداره اي کار مي کند که با سيستم باز اداره مي شود. با وجود يکنواخت بودن اين کار، پگي چندان هم ناراضي به نظر نمي رسد. اما مرگ ناگهاني سگش و درک اينکه ديگر همدمي ندارد باعث مي شود تا نگاه تازه اي به دنيا و زندگي خود را تجربه کند...
چرا بايد ديد؟ مايکل کريستوفر وايت متولد 1970 پاسادنا فيلمنامه نويس موفق و تيزهوشي که پيش از اين فيلمنامه هاي دختر خوب، چاک و باک و مدرسه راک را نوشته، براي اولين بار روي صندلي کارگرداني نشسته است. فيلمي بامزه به سبک وودي الن که با مسائل بنيادين هستي نيز سر و کله مي زند. سال سگ درباره زني است که خود را از وراي عشق به طبيعت و حيوانات باز مي شناسد و ثابت مي کند زماني که زندگي خود را وقف چيزي غير از دغدغه ها و اميال خود بکنيد و از خودپرستي و خود محوري دوري نکنيد، چه اتفاقي مي افتد. نسخه فيلم براي خوب زندگي کردن، همدلي و محبت است که در زمانه ما کالاي کميابي است. پگي در ادامه طرفدار سرسخت طبيعت و حيوانات مي شود، و اين امر تنها به خاطر علاقه شخصي اش نيست. بلکه او با اين کار معنايي براي زندگي خود يافته و به آرامش روحي مي رسد. سال سگ در دوره اي که فيلم ها جز خشونت و بد رفتاري تجويز نمي کنند، فيلمي سالم درباره لذت بردن از زندگي و شاد زيستن است. ژانر: کمدي، درام.
مستندي درباره «مثلث برمودا» از مجوعه تلويزيوني Naked Science محصول نشنال جئوگرافيک
You’re flying over open water when your controls go dark, all contact with the mainland disappears, and you have no idea where you are. For hundreds of years, boats, airplanes, and ships have vanished in the diabolical geometry of the Bermuda Triangle, but what is behind this deadly phenomenon? Is it a time warp, a “vile vortex,” a mysterious electromagnetic force, or simply the weather? Follow the clues left by the most notorious disappearances and find out.