
هر كاري شانس ميخواهد، حتي دزدي و كلاهبرداري. معلوم نيست بعضي از مجرمها با اين هوش سرشار و شانس شكفته با چه رويي ميروند سراغ كار خلاف. يكي وسايلش را جا ميگذارد، آن يكي يادش ميرود قبلا هم از همين جا دزدي كرده و يكي ديگر از بخت خوشش يقه يك بوكسور را ميگيرد. اين هشدار كاملا جدي است: اگر نميتوانيد روي اقبالتان حساب باز كنيد يا موقع تقسيم هوش در صف ديگري ايستاده بوديد، لااقل دور تبهكاري را خط بكشيد. اين طوري هم خودتان راحتتريد، هم آن بنده خداهايي كه قرار است گير شما بيفتند. پليس هم دردسر نميكشد و آمار پروندههاي قضايي بالا و بالاتر نميرود.
احتياط كن
احتياط شرط عقل است. مخصوصا اگر براي دزدي به يك آپارتمان 5 طبقه رفته باشيد. يك دزد سحرخيز چند وقت پيش ساعت 7 صبح به يك ساختمان مسكوني رفت و دست به كار شد اما يك دفعه يكي از اهالي ساختمان را ديد. براي اينكه خودش را پنهان كند، به طرف پشت بام دويد و بعد سعي كرد از سيم آنتن آويزان شود و خودش را به كوچه برساند اما سيم پاره شد و او از طبقه پنجم سقوط كرد. دزد بينوا كه شانس آورده در اين حادثه زنده مانده بود، با دست و پايي گچ گرفته دستگير و راهي بازداشتگاه شد. يكي ديگر از همين دزدهاي بياحتياط براي سرقت به خانهاي در كامرانيه رفت اما وقتي ميخواست از لاي ميلههاي حفاظ وارد آنجا شود، گير كرد و هر چه دست و پا زد نتوانست خودش را خلاص كند به همين خاطر با داد و فرياد از همسايهها كمك خواست و كار به آتشنشاني كشيده شد و بالاخره بعد از بريدن نردهها او را نجات دادند البته بعد از اين كار پسر سارق به كلانتري 123 نياوران تحويل داده شد.
نقشت را بشناس
ساعت 12 شب 12 آذر بود كه ماموران گشت پليس دو مرد را در حال از جا درآوردن يك دريچه فلزي از زمين ديدند و سراغشان رفتند و شروع كردند به پرسوجو. آن دو نفر هم بدون اين كه كم بياورند، سرشان را بالا گرفتند و با اعتماد به نفس مثالزدني گفتند كارمند سازمان آب و فاضلاب هستند و الان هم دارند ماموريتشان را انجام ميدهند. همين يك جمله كافي بود تا هر دو نفرشان دستگير شوند، چون آنها دريچه كانال مخابرات را از جا كنده بودند، همان دريچههايي كه در كوچه و خيابان كف زمين ميبينيم و هر كدامش 90 تا 120 كيلو چدن خالص دارد و كلي ميارزد. خلاصه بعد از دستگيري اين دو نفر معلوم شد آنها همان سارقاني هستند كه از مدتها قبل به جرم دزديدن دريچههاي كانال مخابرات در منطقه فلاح، يافتآباد، شهرك وليعصر و بعد منيريه تحت تعقيب بودند و شركت مخابرات بارها عليهشان شكايت كرده بود.
فرداي همان روز هم يك آقايي كه لباس نيروي انتظامي تنش بود و درجههايش نشان ميداد سرهنگ است براي يك سفر كوتاه به سالن راهآهن رفت اما بلافاصله دستگيرش كردند چون اين مرد محترم نميدانست لباس پليس بايد آرم و رسته هم داشته باشد و فقط چسباندن ستاره روي دوش كافي نيست. او يك مامور قلابي بود كه مثل دو دزد قبلي نقشش را خوب نشناخته بود.
برگشتن، ممنوع!
حتما اين جمله معروف پليسي را شنيدهايد كه مجرم به صحنه جرم بر ميگردد. البته آنها اين كار را ميكنند تا اگر اثر و ردپايي به جا مانده بود پاك كنند و از بين ببرند اما اين ضربالمثل در مورد دزدان گزارش ما دليل ديگري دارد. چند وقت پيش مرد قويهيكلي به يك بانك رفت و همين كه مسوول باجه سرش را برگرداند، هر چه چك و پول نقد نزديك گيشه بود، برداشت و فرار كرد. با تحقيقات پليسي معلوم شد اين دزد ناشناس 373 هزار تومان پول نقد، دو فقره تراول چك 500 هزار توماني، دو فقره چك 100 هزار توماني و سه فقره چك 50 هزار توماني دزديده است. در حالي كه هيچ ردپايي از سارق وجود نداشت مدتي بعد خود او به همان بانك رفت. البته اين بار هدفش دزدي نبود. رفته بود آنجا تا به حسابش پول بريزد. او مثل يك مشتري متشخص فيش گرفت و داشت آن را پر ميكرد كه كارمند شعبه به خاطر هيكل درشت بلافاصله او را شناخت و با پليس 110 تماس گرفت. پرونده اين متهم در حال حاضر در شعبه 10 دادسراي ناحيه 5 تهران در جريان است.
حواست كجاست؟
اين كمحواسي هم بددردسري است مخصوصا براي شاغلان در حرفه سرقت. محسن 27 ساله يكي از همين دزدان كمحواس است كه چند وقت پيش در غياب صاحبخانه به منزلي در خيابان خاوران دستبرد زد و هر چيز باارزشي كه آنجا بود، جارو كرد اما وقتي به خانهاش برگشت تازه فهميد چه اشتباهي كرده است. او گواهينامه و كارت موتورسيكلتش را در محل سرقت جا گذاشته بود. محسن چند روزي فكر كرد تا اينكه چاره كار به ذهنش رسيد و دوباره به همان خانه رفت. اين بار زنگ زد و وقتي زن صاحبخانه در را باز كرد به طرفش حملهور شده و پاي زن را بست و شروع به تهديد كرد تا مداركش را پس بگيرد اما همسايهها كه صداي داد و فرياد را شنيده بودند، پليس را خبر كردند و اينطور شد كه محسن افتاد پشت ميلههاي زندان.
آرش هم يكي ديگر از همين نوع خلافكارها است كه الان به دستور داديار شعبه 10 دادسراي ناحيه 6 تهران در زندان به سر ميبرد. او براي اينكه پولهاي رفيق تازهاش را به چنگ بياورد، نقشه پيچيدهاي كشيد. آرش كه خيلي اتفاقي با مردي به نام فيروز آشنا شده و فهميده بود مقدار زيادي دلار دارد به او گفت مهندسي را ميشناسد كه در كار خريد و فروش ارز است. اين طوري فيروز را وسوسه كرد تا پنج هزار دلارش را به مهندس بفروشد. فيروز پولها را در يك ساك گذاشت و سراغ آرش رفت اما مرد كلاهبردار بهانهاي آورد و گفت فعلا مهندس سرش شلوغ است و بهتر است با هم به استخر بروند تا وقت بگذرد. در استخر بود كه آرش ساك دلارها را يواشكي برداشت و جيم زد و فيروز وقتي زمان شنا تمام شد تازه فهميد چه بلايي سرش آمده است. او هيچ نشاني از سارق نداشت و حتي اسم كاملش را هم نميدانست. اما يك شانس بزرگ آورد. آرش ساك او را برداشته و كيف خودش را جا گذاشته بود. بالاخره با مدارك شناسايي داخل كيف متهم دستگير شد و اعتراف كرد ماجراي مهندس دروغ و نقشه دزدي بوده است.
از همه اين دزدها بدشانستر مرد 37 سالهاي به نام مجيد است كه قبلا به حبس ابد محكوم شد، اما يك سال قبل فرار كرده و اين بار سراغ دزدي رفته بود. او با دو همدستش مرد ثروتمندي را كه تازه از بانك پول گرفته بود، شناسايي و تعقيب و لاستيك ماشيناش را پنچر كرد. مرد پولدار سرگرم كلنجار رفتن با لاستيك خودرو بود كه مجيد و دو دوستش به او حملهور شدند و كيفش را دزديدند اما زنداني فراري در اين گير و دار موبايلش را داخل اتومبيل مالباخته جا گذاشت و با همين سرنخ خيلي زود دستگير شد. او حالا به خاطر همين اشتباه بايد تا آخر عمرش پشت ميلههاي زندان بماند.
امان از بخت بد
"من بدشانسترين دزد ايران هستم." اين را يك متهم به نام احسان ميگويد و قانون احتمالات هم حرفش را تاييد ميكند. او چندي قبل در يكي از محلات خلوت غرب تهران، كيف زن جواني را دزديد و بدون هيچ مشكلي فرار كرد. احسان يك ساعت بعد به فكر افتاد از كارت عابربانك اين زن كه در كيف او بود، پول برداشت كند كه البته تا اينجا هم اشكالي پيش نيامد چون رمز كارت هم داخل كيف بود. احسان براي اينكه خيلي سريع به يك شعبه بانك برسد، از يك موتورسوار مسافركش كمك خواست و آن دو با هم به مقابل يك دستگاه خودپرداز رفتند بعد احسان چون نميدانست اين دستگاهها چطور كار ميكند باز هم از مرد موتورسوار درخواست كمك كرد و آن مرد هم بدون هيچ مشكلي كارت را گرفت تا داخل دستگاه كند اما يك دفعه ديد اسم و مشخصات همسرش روي كارت ثبت شده است. مرد موتورسوار با احسان درگير شد و او را دستگير كرد. بعد هم در تماس با زنش از ماجراي سرقت باخبر شد و متهم را به پليس تحويل داد. اينطور شد كه احسان لقب بدشانسترين دزد ايران را به خودش اختصاص داد و وقتي براي بازجويي به شعبه 8 دادسراي جنايي منتقل شد، به بازپرس پرونده گفت: "واقعا اين بدشانسي نيست كه بين 13 ميليون آدمي كه در تهران زندگي ميكنند، شوهر همان زن سر راه من سبز شود؟"
البته احسان در تصاحب مدال طلاي بدشانسي با پسر 16 سالهاي به اسم رامين رقابت تنگاتنگي دارد. رامين چند وقت پيش در حالي كه مشروب خورده بود، در پارك سليمانيه تهران، جلوي يك پسر جوان را گرفت و با تهديد از او خواست هر چه پول دارد تحويلش بدهد اما كتك مفصل خورد و بعد هم دستگير شد. چگونگي ماجرا را از زبان طعمه رامين بخوانيد: "من بوكسور هستم. آن روز هم تازه از باشگاه بيرون آمده بودم و داشتم به خانه ميرفتم كه رامين جلويم را گرفت و سعي كرد با تهديد چاقو مرا بترساند در آن شرايط چارهاي نديدم جز اينكه از فنون مشتزني استفاده كنم. بعد از آن كه رامين كتك مفصلي خورد مردم دورمان جمع شدند بعد هم ماموران گشت كلانتري 122 از راه رسيدند و پسر زورگير را بازداشت كردند."
دزدان براي يك سرقت موفق فقط كافي نيست مراقب بوكسورها يا همسران طعمههايشان باشند، آنها بايد آمار نقل و انتقالي كارمندان بانك را هم بگيرند تا به سرنوشت "جواد – م" گرفتار نشوند. او يك كلاهبردار حرفهاي بود كه از يك بانك دسته چك گرفت و با خريدهاي ميليوني و صدور چكهاي بلامحل كلي پول به جيب زد و اين كار حسابي زير دندانش مزه كرد براي همين تصميم گرفت اين بار از بانك ديگري دسته چگ بگيرد اما چون ميدانست اسمش در ليست سياه قرار گرفته است به يك جاعل 100 هزار تومان پول داد و شناسنامه قلابي گرفت. او اين بار به شعبه جديدي رفت اما همين كه مداركش را تكميل كرد خودش را در محاصره ماموران پليس ديد. ماجرا از اين قرار بود كه يكي از كارمندان بانك اول به شعبه دوم منتقل شده بود و به محض ديدن جوان او را شناخت و فهميد همه مداركش جعلي است به همين دليل بلافاصله با پليس 110 تماس گرفت تا اين مرد هم در فهرست بدشانسترين تبهكاران ايران جا بگيرد
کلمات کلیدی : دزد-کلاهبردار-دزدی-کلاهبرداری-دزد کلاهبردار-دزدی در ایران-داستان دزدی-دزد حواس پرت-دزد خنگ

«مهناز افشار» با حضور در مجموعه طنز تلويزيوني «شمس العماره» به كارگرداني سامان مقدم و تهيهكنندگي رامين عباسيزاده به تلويزيون ميآيد.
به گزارش خبرگزاري فارس، اين مجموعه تلويزيوني كه پيش از اين «ريش و قيچي» نام داشت، چهارمين همكاري مشترك رامين عباسيزاده و مقدم است، هم اكنون در مرحله پيش توليد قرار دارد و فيلمبرداري آن از 25 ارديبهشت آغاز ميشود.
در «شمس العماره» در كنار «مهناز افشار» بازيگراني همچون مسعود رايگان، رويا تيموريان، فرهاد آئيش، مرجانه گلچين و تعدادي از چهرههاي مطرح سينما وتلويزيون به ايفاي نقش ميپردازند.
در خلاصه داستان اين مجموعه تلويزيوني كه افشار يكي از نقشهاي اصلي آن را بازي ميكند، آمده: دختري به نام ليلا كه داراي يك عمارت بزرگ است، 12 خواستگار دارد كه از ميان آنها بايد به توصيه پدر بهترين آنها را انتخاب كند. ماجراهاي اين دختر با خواستگاران خود به اتفاقات و داستانهاي جذابي ميانجامد.
پخش مجموعه 70 قسمتي «شمسالعماره» از ابتداي تيرماه از شبكه دوم سيما آغاز ميشود و برخي از عوامل عوامل آن عبارتند از: مدير تصويربرداري: مرتضي غفوري ، صدابردار: ناصر انتظاري ، طراح گريم: ايمان اميدواري، مدير توليد: طهورا ابولقاسمي و طراح لباس: گلناز گلشن.
مهناز افشار تاكنون بازي در آثار سينمايي چون آتش بس، كلاغ پر، امشب شب مهتابه، شبانه روز، انعكاس، تسويه حساب، چه كسي امير را كشت، كارگران مشغول كارند، دعوت و ... را در كارنامه بازيگري خود دارد و شمسالعماره اولين همكاري او پس از سالها بازيگري در عرصه سينماست.
«رامين عباسيزاده» به عنوان تهيهكننده مجموعه «شمسالعماره» و سامان مقدم به عنوان كارگردان تاكنون در ساخت مجموعههايي چون همراز، پريدخت و راه شيري با يكديگر همكاري داشتهاند.
خانم کوهستانی بعد از آن که پدر و مادرش ناگزیر به فرار از افغانستان شدند، در تاشکند ازبکستان به دنیا آمده است.
وی که به شش زبان از جمله روسی و فارسی صحبت میکند، از میان ۴۰ رقیب برگزیده شد. وی پس از مراسمی دو روزه در لیورپول شنبه شب، سوم سپتامبر تاج ملکه زیبایی را بر سر گذاشت.
خانم کوهستانی که میگوید مادرش در انتخاب و تهیه لباسش نقش داشته بود، اعلام کرد: "وقتی آنها گفتند که من برنده شدهام، فکر کردم که اشتباه شنیدم. دعا میکردم اشتباه نکرده باشند، یک لحظه طول کشید تا باورم شود".
به خانم کوهستانی که توانست بر یک رقیب دیگر، سارا مندلی، ۲۳ ساله از ناتینگهام غلبه کند، برای بازی در یک فیلم بالیوودی پیشنهاد شده است.

رشد تکنولوژی به حدی سریع است که اولین بودن دیگر زیاد ساده نیست و وقتی کلمه اولین در ابتدای نام یک محصول می آید خبر از قابلیت های خیلی خاص آن و مخاطبین ویژه آن می دهد. تلفن جدید شارپ می تواند از آفتاب برای تامین انرژی مورد نیاز خود استفاده کند. اگر این گوشی را 10 دقیقه در معرض نور خورشید قرار دهید برای دو ساعت در حالت انتظار یا یک دقیقه مکالمه، به شما سرویس می دهد.
اگر با محیط های خیس سر و کار دارید به احتمال زیاد این محصول جدید شرکت شارپ توجه شما را به خود جلب می کند. به خاطر اینکه ضد آب هم هست. در گذشته مدل هایی از تلفن های خورشیدی توسط شرکت های LG و Samsung ارایه شده بودند ولی هیچ یک از آنها ضد آب نبودند.
اطلاعات بیشتری در مورد اینکه این گوشی چه امکانات دیگری دارد هنوز منتشر نشده اما اعلام شده که تلفن جدید دو ماه دیگر به بازار ارایه می شود. فکر کنم در شهرهایی که نور آفتاب زیادی دارند فروش خوبی داشته باشه.

ایده های بسیاری وجود دارند که ارزش کار دارند و فقط نیازمند یک سرمایه گذار خوب و یک گروه کارآفرین با انگیزه دارند. ایده ساخت e-book reader ویژه نابینایان و افراد کم بینا هم جزو آن دسته از کارهایی است که می تواند تحول بزرگی در دنیای بی نور این افراد باشد.
از لحاظ تئوری امکان تولید چنین ابزاری با استفاده از صفحات لمسی ویبره و یا پلیمرهای الکتروفعال وجود دارد. بدین صورت که بر روی سطح این پلیمر به وسیله پالسهای الکتریکی برجستگی هایی ایجاد می گردد. هم اکنون یک گروه چهار نفره از محققین کره ای مشغول کار بر روی این کتابخوان هستند. البته قبل از این هم کارهایی توسط گروهی از محققان فنلاندی شرکت نوکیا انجام شده است.
تصور کنید که با این گجت دیگر هیچ کتابی نیست، که یک نابینا قادر به خواندنش نباشد. کافی است فایل آن را به کتابخوانش منتقل کند و به راحتی آن را بخواند.

بیشتر تصویر برداری های سه بعدی حداقل به دو دوربین فیلم برداری مجزا نیاز دارند. اما دوربین فیلم برداری جدید پاناسونیک این دو را با هم مخلوط کرده است و نتیجه آن چیزی شده که در تصویر می بینید.
دوربین جدید که هنوز نامی برای آن انتخاب نشده قادر است که به صورت Full HD تصاویر سه بعدی را ضبط کند و دارای دو لنز مجزا است که دو کلیپ ویدیویی مستقل را روی حافظه فلش ضبط می کند.
هنوز هیچ خبری از زمان یا قیمت این دوربین منتشر نشده اما فکر می کنم دیدن تصویر نمونه این دوربین هم برای خیلی از علاقمندان به فیلم برداری جذاب باشد.

شارپ جدیدترین لپ تاپ خود را - به نام می بیوس- با صفحه ترک پد LCD رونمایی کرد. در ویدئوی که شما در ادامه مطلب مشاهده خواهید کرد می بینید این صفحه 480x854 پیکسلی یک LCD است که می تواند به عنوان صفحه نمایش دوم به کار رود و در عین حال یک پد لمسی برای کار با لپ تاپ است. تعریف دوباره ای از مفهوم این فضای 4 اینچی و استفاده دوگانه از آن به عنوان ترک پد و صفحه نمایش، ایده ای واقعا کارامد و عالی است. پس این ویدئو را از دست ندهید و آینده را در آن ببینید.
بعد از مدت ها کار و تحقیق سرانجام نسخه جدیدی از فناوری بلوتوث معرفی شد. با جناب بلوتوث 3.0 آشنا شوید. دو تغییر مهم تکنولوژی جدید را نسبت به نسخه دوم متفاوت می کند. سرعت بالا تا حداکثر 24 مگابیت در ثانیه و استفاده از پروتکل های 802.11 که در Wi-Fi مورد استفاده قرار می گیرد.
برد بیشتر و مصرف انرژی کمتر از دیگر خصوصیات مهم بلوثوث 3.0 است. نسخه جدید قول داده که کاربرد بلوثوت را از انتقال عکس بین موبایل ها فراتر ببرد و کاربرها با سرعت جدید بتوانند به راحتی فایل های ویدیویی و صوتی بزرگ را منتقل کنند، از کامپیوتر به پرینتر اتصال بی سیم برقرار کنند و حتی به راحتی ارتباط بین دو کامپیوتر را برقرار کنند.
اگر همه چیز طبق برنامه پیش برود طی 9 تا 12 ماه آینده بلوثوت 3.0 را روی گوشی های موبایل جدید، لپ تاپ ها و انواع و اقسام گجت های دیگر خواهید دید.

مخلوط کردن آب سرد و گرم تا رسیدن به دمایی متعادل برای شستن ظرف و یا دوش گرفتن همیشه باعث اتلاف بیهوده آب می شود. اما در یک ابتکار جالب از شرکت Ihouse شیر آب هوشمندی طراحی شده که به تکنولوژی تشخیص چهره افراد مجهز است.
این شیر آب هوشمند به اسمارت فاست معروف است. کافی است که تنها یک مرتبه دما و فشار آب مد نظرتان را به عنوان تنظیمات اولیه به سیستم عامل این شیر وارد کنید. پس از آن هر زمان که چهره شما در مقابل این شیر آب قرار گرفت آبی با درجه حرارت و فشار مد نظر شما از آن جاری خواهد شد. با مراجعه به ادامه مطلب یه ویدیو از این شیر هوشمند را مشاهده کنید.

سرانجام اولین فرزند آندرویدی سامسونگ هم متولد شد. گوشی هوشمندی که دارای نمایشگر لمسی 3.2 اینچی از نوع OLED است. و 11.9 میلیمتر ضخامت دارد. دوربین آن پنچ مگاپیکسلی است و به WiFi و GPS تجهیز شده است.
حافظه داخلی I7500 هشت گیگابایت است که با کارت حافظه میکرو اس دی تا مجموع چهل گیگابایت قابل ارتقا است. با تلفن جدید سامسونگ به مجموعه کاملی از خدمات گوگل مانند جستجو، نقشه، جیمیل، یوتیوب، تقویم و گوگل تاک دسترسی خواهید داشت.
گوشی جدید سامسونگ با سیستم عامل آندرویید از دو ماه دیگر در اروپا به بازار خواهد آمد و پس از آن در بقیه نقاط دنیا به فروش خواهد رسید. هنوز قیمت I7500 اعلام نشده است.حالا طرفداران تلفن های سامسونگ هم می توانند گوشی آندرویدی داشته باشند.
این روزها یکی از متداولترین روش های جابه جایی اطلاعات استفاده از انواع فلش درایوها می باشد. اما معمولا با وجود سهولت استفاده از این وسیله تدابیر امنیتی چندانی در حفاظت از اطلاعات موجود بر روی این حافظه های قابل حمل در نظر گرفته نمی شود.

محققین شرکت Ennova با تکنولوژی ساخت فلش درایو مجهز به نمایشگر تمام لمسی OLED معتقد هستند که می توان گامی نوین در زمینه شخصی سازی و حفاظت امنیت اطلاعات موجود بر روی این فلش درایو ها برداشت.
این نمایشگر به دلیل داشتن یک اسکنر بیومتریک می تواند به تشخیص اثر انگشت صاحب اصلی فلش درایو پرداخته و امکان استفاده از اطلاعات را برای دیگران از بین ببرد. علاوه بر این با استفاده از نمایشگر این فلش می توانید به مرور فایل های آن بپردازید. کافی است انگشت خود را روی نمایشگر آن قرار دهید. اگر شناسایی شوید رنگ نمایشگر تغییر می کند و به شما خوش آمد می گوید. حالا می توانید از دستگاه استفاده کنید یا فایل ها را مشاهده کنید
محققان شرکت جنرال الکتریک فناوری جدید را معرفی کرده اند که ذخیره 500 گیگابایت اطلاعات در یک دیسک در سایز دی وی دی را ممکن می سازد. تکنولوژی جدید دیسک میکرو هولوگرافیک نام گذاری شده است. برای ذخیره این حجم از اطلاعات در حال حاضر به 20 دیسک بلو ری و یا 100 دی وی دی احتیاج دارید.
نحوه ذخیره اطلاعات در دی وی دی ها و دیسک های بلو ری فعلی به گونه ای است که اطلاعات از یک زاویه نوشته و خوانده می شود. اما در فناوری جدید اطلاعات به صورت سه بعدی در دیسک ذخیره می شوند. به همین علت امکان ذخیره سازی اطلاعات در تمام حجم دیسک وجود دارد. هنگام خواندن اطلاعات نیز فناوری جدید به صورت سه بعدی به خواندن دیسک می پردازد و همین موضوع امکان ذخیره سازی این حجم بالا از اطلاعات را فراهم کرده است.

دلتان می خواهد یک دوربین DSLR با سنسور 12.3 مگاپیکسلی را فقط 850 دلار بخرید؟
حالا اگر به مشخصات این دوربین امکان فیلم برداری با کیفیت HD 720p را هم اضافه کنیم آن وقت است که دست و دل هر کسی برای خریدن چنین دوربینی می لرزد.
چند روزی بود که در مورد معرفی دوربین جدیدی به نام Nikon D5000 شایعات زیادی منتشر شده بود. امروز مشخص شد که تمام این شایعات درست بوده. و نیکون D5000 رسما معرفی شد. این دوربین از همان سنسور مدل D90 استفاده می کند. بنابراین شما می توانید انتظار کیفیت عکس و ویدیویی مشابه دوربین 1300 دلاری D90 را در مدل جدید داشته باشید، اما برای این یکی فقط 850 دلار پول می دهید.
در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد.
همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد."
آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت: " وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."
بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت" دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.
آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ... همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند.
بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"
خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند.
خاطرات مهندس ایرج حسابی
